آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۶ اسفند ۱۴۰۲

      Smelt

      smelt smelt

      گذشته‌ی ساده:

      smelted

      شکل سوم:

      smelted

      سوم‌شخص مفرد:

      smelts

      وجه وصفی حال:

      smelting

      شکل جمع:

      smelts

      معنی smelt | جمله با smelt

      انگلیسی بریتانیایی گذشته‌ی ساده و شکل سوم فعل smell

      She smelt the flowers in the garden.

      او گل‌های باغ را بو کرد.

      The chef smelt the spices before adding them to the dish.

      سرآشپز ادویه‌ها را پیش از افزودن به غذا بو می‌کرد.

      verb - transitive

      گداختن (به منظور جدا کردن ناخالصی‌ها از فلز)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      The blacksmith smelted the iron ore to create a sturdy sword.

      آهنگر سنگ آهن را گداخت تا شمشیری محکم بسازد.

      The factory workers carefully smelted the aluminum to produce lightweight cans.

      کارگران کارخانه برای تولید قوطی‌های سبک‌وزن، آلومینیوم را با دقت گداختند.

      noun

      جانورشناسی سیمین‌ماهی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی جانورشناسی

      مشاهده

      The smelt is a small fish with a distinct odor.

      سیمین‌ماهی ماهی کوچکی با بوی مشخص است.

      I caught several smelts while fishing along the coast.

      هنگام ماهیگیری در ساحل چندین سیمین‌ماهی را گرفتم.

      verb - transitive

      پالایش کردن، پالاییدن

      We need to smelt these impurities out of the gold before it can be used for jewelry.

      ما باید این ناخالصی‌ها را قبل از اینکه بتوان از آن برای جواهرات استفاده کرد، از طلا پالایش کنیم.

      We need to smelt these impurities out of the copper before it can be used in manufacturing.

      باید این ناخالصی‌ها را پیش از استفاده از مس در تولید، بپالاییم.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد smelt

      1. verb have an element suggestive (of something)
        Synonyms:
        sensed perceived detected traced discovered smacked reeked stunk scented perfumed sniffed inhaled whiffed nosed savored snuffed
      1. verb to have a particular flavor or suggestion of something
        Synonyms:
        tasted savored smacked extract melt refine
      1. verb to have or give off a foul odor
        Synonyms:
        stunk reeked emanated exhaled scented perfumed

      سوال‌های رایج smelt

      گذشته‌ی ساده smelt چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده smelt در زبان انگلیسی smelted است.

      شکل سوم smelt چی میشه؟

      شکل سوم smelt در زبان انگلیسی smelted است.

      شکل جمع smelt چی میشه؟

      شکل جمع smelt در زبان انگلیسی smelts است.

      وجه وصفی حال smelt چی میشه؟

      وجه وصفی حال smelt در زبان انگلیسی smelting است.

      سوم‌شخص مفرد smelt چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد smelt در زبان انگلیسی smelts است.

      ارجاع به لغت smelt

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «smelt» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/smelt

      لغات نزدیک smelt

      • - smelling salts
      • - smelly
      • - smelt
      • - smelter
      • - smeltery
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.