آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۳ آذر ۱۴۰۳

      Soap

      soʊp səʊp

      گذشته‌ی ساده:

      soaped

      شکل سوم:

      soaped

      سوم‌شخص مفرد:

      soaps

      وجه وصفی حال:

      soaping

      شکل جمع:

      soaps

      معنی soap | جمله با soap

      noun countable uncountable A2

      صابون

      soap, صابون
      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده

      The scent of the soap filled the entire room.

      بوی صابون تمام اتاق را پر کرده بود.

      I need to buy a new bar of soap for the bathroom.

      باید صابون جدیدی برای حمام بخرم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She prefers to use natural soap.

      ترجیح می‌دهد از صابون طبیعی استفاده کند.

      noun countable informal

      سریال آبکی، مجموعه‌ی احساسی (گونه‌ای مجموعه‌ی تلویزیونی یا سریال رادیویی که در آن پیش از رسیدن به پایان خوش غم ملودرامی را تا جایی که ممکن است کش می‌دهند)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      My grandmother is addicted to watching soap, she never misses an episode.

      مادربزرگ من به تماشای سریال آبکی معتاد است. او هرگز یک قسمت را هم از دست نمی‌دهد.

      The soap has been on the air for over 20 years.

      این مجموعه‌ی احساسی بیش از ۲۰ سال است که روی آنتن می‌رود.

      verb - transitive

      صابون زدن، با صابون شستن

      He soaps his body with a natural fragrance-free soap.

      او با صابون طبیعی عاری از مواد عطرزا به بدنش صابون می‌زند.

      He gently soaped the delicate fabric.

      پارچه‌ی ظریف را به‌آرامی با صابون شست.

      verb - transitive

      چاپلوسی کردن، زیادی تعریف کردن

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد soap

      1. noun street names for gamma hydroxybutyrate
        Synonyms:
        liquid ecstasy goop wash detergent solvent softener scoop lather suds cleanser soapsuds castile saponin max easy-lay Georgia home boy grievous-bodily-harm
      1. verb rub soap all over, usually with the purpose of cleaning
        Synonyms:
        lather saponify
      1. adjective
        Synonyms:
        soapy soaplike saponaceous

      Idioms

      no soap

      (امریکا - عامیانه) 1- (پیشنهاد و غیره) قابل‌قبول نیست 2- فایده ندارد، شدنی نیست

      سوال‌های رایج soap

      گذشته‌ی ساده soap چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده soap در زبان انگلیسی soaped است.

      شکل سوم soap چی میشه؟

      شکل سوم soap در زبان انگلیسی soaped است.

      شکل جمع soap چی میشه؟

      شکل جمع soap در زبان انگلیسی soaps است.

      وجه وصفی حال soap چی میشه؟

      وجه وصفی حال soap در زبان انگلیسی soaping است.

      سوم‌شخص مفرد soap چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد soap در زبان انگلیسی soaps است.

      ارجاع به لغت soap

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «soap» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/soap

      لغات نزدیک soap

      • - soaker
      • - soakers
      • - soap
      • - soap bubble
      • - soap opera
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.