آیکن بنر

٪۵۰ تخفیف اشتراک هوش مصنوعی تا ۵ مهر

٪۵۰ تخفیف اشتراک هوش مصنوعی تا ۵ مهر

خرید با تخفیف
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۴ شهریور ۱۴۰۵

      Soupy

      ˈsuːpi ˈsuːpi

      صفت تفضیلی:

      soupier

      صفت عالی:

      soupiest

      معنی soupy | جمله با soupy

      adjective B2

      رقیق، آبکی، سوپ‌مانند

      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      The mashed potatoes were a bit soupy, so I added some more potato flakes to thicken them.

      پوره‌ی سیب‌زمینی کمی آبکی بود، بنابراین برای غلیظ‌تر کردنش کمی پودر سیب‌زمینی بیشتر اضافه کردم.

      In the lecture, the professor explained that early attempts to synthesize certain polymers often yielded a soupy, unstable mixture rather than a solid material.

      در سخنرانی استاد توضیح داد که تلاش‌های اولیه برای سنتز پلیمرهای خاص اغلب به‌جای یک ماده‌ی جامد، مخلوطی رقیق و ناپایدار تولید می‌کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      While preparing a culture medium, it is crucial to ensure the consistency is not too soupy, as this can impede proper microbial growth and observation.

      هنگام آماده‌سازی محیط کشت بسیار مهم است که اطمینان حاصل شود قوام آن بیش از حد رقیق نباشد؛ زیرا این امر می‌تواند مانع رشد و مشاهده‌ی صحیح میکروبی شود.

      adjective C1

      آب‌و‌هوا مه‌آلود، ابری، کم‌دید، غلیظ

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی آب‌و‌هوا

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بازنویسی‬ با هوش مصنوعی

      Despite the soupy atmospheric conditions often observed in industrial zones, advancements in air purification technologies aim to mitigate visibility impairments.

      علی‌رغم شرایط کم‌دید جوی که اغلب در مناطق صنعتی مشاهده می‌شود، پیشرفت‌ها در فناوری‌های تصفیه‌ی هوا با هدف کاهش اختلالات دید صورت می‌گیرد.

      The morning commute was slow and difficult due to the soupy conditions on the highway.

      رفت‌وآمد صبحگاهی به‌دلیل شرایط مه‌آلود بزرگراه، کند و دشوار بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a soupy fog

      مه غلیظ

      soupy weather

      هوای مه‌آلود

      adjective C2

      روان‌شناسی سلامت روان ‫بیش از حد احساساتی‬

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی سلامت روان

      مشاهده

      While some argue that a soupy approach to international relations fosters empathy, others contend it can impede pragmatic decision-making.

      درحالی‌که برخی معتقدند رویکرد بیش از حد احساساتی در روابط بین‌الملل همدلی را پرورش می‌دهد، برخی دیگر ادعا می‌کنند که می‌تواند مانع تصمیم‌گیری عمل‌گرایانه شود.

      I tried to give him constructive feedback, but he got all soupy and took it personally.

      من سعی کردم بازخورد سازنده‌ای به او بدهم، اما او بیش از حد احساساتی شد و آن را شخصی تلقی کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد soupy

      1. adjective affectedly or extravagantly emotional
        Synonyms:
        sentimental romantic mushy soft soppy gushy slushy sappy maudlin tear-jerking bathetic mawkish schmaltzy schmalzy gooey sloppy drippy kitschy hokey sobby

      ارجاع به لغت soupy

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «soupy» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/soupy

      لغات نزدیک soupy

      • - soupe du jour
      • - soupspoon
      • - soupy
      • - sour
      • - sour ball
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت child و kid چیست؟

      تفاوت rob و steal چیست؟

      تفاوت community و society چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      candlenut caprifig cashew catalpa chocolate tree coconut palm coffee tree cola cryptomeria date palm dragon tree ebony elemi encina english walnut خوددار خرم رقیب مؤسسه آسیاب بادی پاییز فصل پاییز می بی‌ادعا آغوش طلبیدن طلب کلیدواژه گرز مرصع گروه ورزشی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.