آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آبان ۱۴۰۴

      Surgery

      ˈsɜrːdʒri ˈsɜːdʒri

      شکل جمع:

      surgeries

      معنی surgery | جمله با surgery

      noun countable uncountable B2

      پزشکی جراحی، عمل جراحی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

      مشاهده

      After the surgery, the patient was required to stay in the hospital for several days.

      لازم بود بیمار بعد از جراحی چندین روز در بیمارستان بماند.

      The surgeon performed a successful surgery on the patient's heart.

      جراح یک عمل جراحی موفقیت‌آمیز روی قلب بیمار انجام داد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      he's a specialist in brain surgery.

      او متخصص جراحی مغز است.

      The surgery lasted several hours.

      جراحی ساعت‌ها طول کشید.

      a doctor who has performed many surgeries

      پزشکی که جراحی‌های بسیاری انجام داده

      noun countable uncountable B2

      انگلیسی بریتانیایی مطب، کلینیک

      در انگلیسی آمریکایی از office استفاده می‌شود.

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      I went to the surgery this morning to have my blood pressure checked.

      صبح امروز به کلینیک رفتم تا فشار خونم را اندازه بگیرم.

      The surgery opens at eight o’clock every weekday morning.

      مطب پزشک هر روز هفته ساعت هشت صبح باز می‌شود.

      noun countable

      انگلیسی بریتانیایی جلسه‌ی ملاقات، وقت ملاقات (با نماینده‌ی مجلس)

      Because of the upcoming election, the MP’s surgeries have become very busy.

      به‌دلیل انتخابات پیش‌رو، جلسات ملاقات نماینده بسیار شلوغ شده‌اند.

      The surgery gives citizens a chance to voice their concerns directly.

      جلسه‌ی ملاقات، به شهروندان فرصتی می‌دهد تا نگرانی‌های خود را مستقیماً بیان کنند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد surgery

      1. noun the study and practice of medicine
        Synonyms:
        operative surgery cryosurgery
      1. noun a medical procedure involving an incision with instruments; performed to repair damage or arrest disease in a living body
        Synonyms:
        operation surgical operation surgical procedure incision resection section surgical process enucleation abscission aciurgy operating room operating theater operating theatre or
      1. adjective
        Synonyms:
        medical surgical
      1. verb
        Synonyms:
        excise ablate resect abscise enucleate

      سوال‌های رایج surgery

      شکل جمع surgery چی میشه؟

      شکل جمع surgery در زبان انگلیسی surgeries است.

      ارجاع به لغت surgery

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «surgery» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/surgery

      لغات نزدیک surgery

      • - surgeoncy
      • - surgeonfish
      • - surgery
      • - surgical
      • - surgical strike
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      live up lmk long-range lots lounger lovey lubricant lucre IYKYK everybody exactly excellence excellent excitatory existing پیش‌بند پیوستن تکرار عالما عامدا عشره جک موتورسیکلت حرمت حیرت‌زده حقه زدن خدایا خصیصه کاخ دانمارکی دانه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.