آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۱ مرداد ۱۴۰۱

      Or

      ər ər ə ə

      معنی or | جمله با or

      conjunction A1

      یا

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده
      خلاصه کردن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن بلند رو در چند خط خلاصه کن
      امتحان کن

      To be or not to be, that is the question.

      (شکسپیر) بودن یا نبودن، مسئله این است.

      apple or orange

      سیب یا پرتقال

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      She will come in five or six days.

      او پنج یا شش روزه خواهد آمد.

      I'll pay back your money on Tuesday or Wednesday.

      سه شنبه یا چهارشنبه پولت را پس خواهم داد.

      it is a common cold or diphtheria

      یا سرماخوردگی است یا دیفتری

      geology or the science of the earth's crust

      زمین‌شناسی یا دانش پوسته‌ی کره‌ی زمین

      conjunction

      وگرنه، و الا، در غیر این صورت

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جواهرات نقره شخصی‌سازی شده

      Donate or else a tyrant will take it by force.

      بده وگرنه ستمگر به زور بستاند.

      Go or I'll call the police!

      برو وگرنه پلیس را خبر خواهم کرد!

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Do what I say or suffer the consequences.

      به آنچه که می‌گویم عمل کن، و الا عواقب آن را خواهی چشید.

      conjunction

      (معمولاً پس از either) یا ... یا

      either tonight or tomorrow

      یا امشب یا فردا

      Either come to the capital to serve or get ready for war!

      (زاکانی) یا بیا پایتخت در خدمت یا که آماده باش جنگانا!

      conjunction

      (معمولا با: whether) چه ... چه

      Sick or well, she should leave the hospital.

      چه بیمار و چه سالم (خواه بیمار و خواه سالم) باید از بیمارستان برود.

      whether you want it or not

      چه بخواهی چه نخواهی

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      ... when the cup is full whether sweet or bitter

      .... پیمانه چو پر شود چه شیرین و چه تلخ

      conjunction

      (پس از منفی) نه ... نه

      She can't read or write.

      او نه می‌تواند بخواند نه بنویسد.

      His daughter never writes or calls.

      دخترش هرگز نه نامه‌ای می‌نویسد نه تلفن می‌زند.

      conjunction

      به عبارت دیگر، بهتر بگویم

      fifty Rials or five tomans

      پنجاه ریال یا (به عبارت دیگر) پنج تومان

      I am going to my friend's house, or rather to my friend's father's house.

      دارم به منزل دوستم یا بهتر بگویم به منزل پدر دوستم می‌روم.

      noun

      (نشان‌های اعیانی) نماد طلا، تصویر طلا (که به‌صورت چند خال سیاه بر سطح سفید نشان داده می‌شود)

      conjunction

      (محلی) پیش از، قبل از (اینکه)

      suffix

      کننده، انجام دهنده، - گر

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد or

      1. conjunction a suggestion of correction
        Synonyms:
        else rather instead alternative either substitute contrary-to on-the-contrary or rather instead-of or not reversing it in reverse oppositely correctly speaking ere or not exactly uncertainty
      1. conjunction a suggestion of approximation
        Synonyms:
        about roughly practically
      1. noun A state in northwestern United States on the Pacific
        Synonyms:
        oregon beaver-state
      1. noun a room in a hospital equipped for the performance of surgical operations
        Synonyms:
        operating-room surgery operating theater operating-theatre
      1. conjunction a suggestion of choice
        Synonyms:
        or else or only as an alternative on the other hand conversely as a choice as a substitute in other words but in turn in preference to preferentially
        Antonyms:
        neither nor without choice

      Collocations

      two or three

      دو سه‌ (تعداد کم)

      Idioms

      one or two

      یکی دو تا، چند تا

      ارجاع به لغت or

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «or» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/or

      لغات نزدیک or

      • - opuscule
      • - opusculum
      • - or
      • - or anything
      • - or gate
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.