آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۹ مهر ۱۴۰۴

      Vaguely

      ˈveɪɡli ˈveɪɡli

      معنی vaguely

      adverb

      به‌طور مبهم، بگویی‌نگویی، سربسته

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد vaguely

      1. adverb in a vague way
        Synonyms:
        absently vacantly dreamily confusingly mistily subconsciously
      1. adjective
        Synonyms:
        uncertainly unclearly unreliably dubiously hazily foggily confusedly evasively not clearly not certainly not reliably illegally unsurely shiftily unpredictably without clear outlines eccentrically miscellaneously

      سوال‌های رایج vaguely

      معنی vaguely به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «vaguely» در زبان فارسی به «به طور مبهم»، «به شکلی نامشخص» یا «به طور غیرواضح» ترجمه می‌شود.

      این قید برای بیان نحوه‌ی انجام کاری یا بیان مفهومی به کار می‌رود که شفاف، دقیق یا واضح نیست و جزئیات آن روشن یا قطعی نیستند. «Vaguely» معمولاً به معنای ارائه‌ی اطلاعات یا احساساتی است که تنها به شکل کلی یا نامشخص بیان می‌شوند و مخاطب باید با حدس یا تفسیر، معنا را دریابد.

      در مکالمات روزمره، «vaguely» برای توصیف خاطرات، احساسات یا برداشت‌های نامشخص به کار می‌رود. برای مثال، جمله‌ی I vaguely remember meeting her before به معنای «به طور مبهم به یاد دارم که قبلاً او را ملاقات کرده‌ام» نشان می‌دهد که فرد جزئیات دقیق را به یاد نمی‌آورد و تنها خاطره‌ای مبهم از آن دارد. این کاربرد، نشان‌دهنده‌ی محدودیت حافظه یا عدم قطعیت در تجربه است.

      در نوشتار رسمی یا علمی، «vaguely» گاهی برای بیان محدودیت داده‌ها یا اطلاعات استفاده می‌شود. پژوهشگران ممکن است بنویسند: The results vaguely suggest a correlation, یعنی «نتایج به طور مبهم وجود یک همبستگی را نشان می‌دهند»، که بیانگر عدم قطعیت یا نیاز به تحقیق بیشتر است. این کاربرد به نویسنده امکان می‌دهد تا با دقت و احتیاط، نتیجه‌گیری موقت یا حدس محدود خود را منتقل کند.

      در ادبیات و هنر، «vaguely» برای ایجاد حس رمزآلود، خیال‌انگیز یا ناپایدار استفاده می‌شود. نویسندگان از این واژه برای توصیف احساسات، صحنه‌ها یا خاطراتی بهره می‌برند که به شکل دقیق و واضح ارائه نمی‌شوند، تا مخاطب با فضای مبهم و احساسات پیچیده‌ی شخصیت‌ها همراه شود. این کاربرد باعث افزایش عمق روایت و ایجاد فضای تفکر و تفسیر می‌شود.

      «vaguely» فراتر از یک قید ساده، یادآور نحوه‌ی تعامل انسان با اطلاعات ناقص و تجربیات مبهم است. این واژه نشان می‌دهد که بسیاری از برداشت‌ها، احساسات و مشاهدات ما به شکل کامل و دقیق نیستند و گاهی تنها می‌توان آن‌ها را به طور کلی یا مبهم بیان کرد. «Vaguely» به ما امکان می‌دهد تا عدم قطعیت، ابهام و ناپایداری واقعیت‌ها را در زبان و بیان به طور مؤثر منتقل کنیم.

      ارجاع به لغت vaguely

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «vaguely» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/vaguely

      لغات نزدیک vaguely

      • - vagrom
      • - vague
      • - vaguely
      • - vaguely remember
      • - vagueness
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      expense poop far-reaching fav east etc. etymology ever every everything first and foremost fit up flatterer fluorescent forever and ever (or forever and a day) دختر دایی در اختیار داشتن در بین در حال مرگ در حال کار در خانه در خصوص در راستای در ظاهر در چه مورد رانندگی کردن زبان‌پریشی پیش‌دانشگاهی پیش‌غذا پیش پا افتاده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.