آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ تیر ۱۴۰۴

      You

      jə / / jʊ jə / / jʊ

      معنی you | جمله با you

      pronoun A1

      (ضمیر دوم شخص فاعلی و مفعولی مفرد و جمع) شما، شما را، به شما، تو، تو را، به تو

      you and your brother

      شما و برادرتان (تو و برادرت)

      what you students should know

      آنچه که شما دانشجویان باید بدانید

      pronoun A2

      آدم، شخص، فرد

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      You can never be sure.

      آدم هرگز نمی‌تواند مطمئن باشد.

      o, you who are utterly despairing ...

      ای (فردی) که مأیوس از همه سویی ...

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد you

      1. pronoun
        Synonyms:
        you-all y'all yourself all of you you too you alone thee thou

      Collocations

      what are you driving at?

      منظورت چیست؟

      bless me (or you, him, etc.)

      اظهاری که نشان تعجب یا تعرض یا خوشی است

      as you like (wish)

      هر جور که دلتان بخواهد، به میل شما

      see you later

      خداحافظ، تا بعداً، به امید دیدار مجدد

      if you please

      اگر بخواهید، اگر دلتان بخواهد، اگر اجازه بدهید

      Collocations بیشتر

      since you ask...

      چون می‌پرسی...

      thank you!

      (مخفف: I thank you) متشکرم!، سپاسگزارم!، سپاس!

      Idioms

      how do you do

      (هنگام برخوردن به غریبه یا معرفی کردن) سلام، سلام علیکم، حال شما؟، خوب هستین؟، از دیدار شما خوشبختم

      در شرایط سخت قرار گرفتن، در هچل بودن، در مخمصه قرار گرفتن، دچار گرفتاری شدن

      as you sow, so shall you reap

      هرچه بکاری همان سبز می‌شود، گندم از گندم بروید، جو ز جو

      ask and it shall be given to you; seek and you shall find

      بخواه تا به تو داده شود؛ جستجو کن تا بیابی.

      can you beat this?

      از این بهتر می‌توانی؟، از من بهتر می‌توانی؟

      you must lie on the bed you have made

      خود کرده را تدبیر نیست

      Idioms بیشتر

      you bet you!

      (عامیانه) اختیار دارید!، محققاً، حتماً، عیبی ندارد

      you (etc.) better

      بهتر است

      between ourselves (between you and me)

      خودمانیم، اگر به کسی نگویی، بین خودمان باشد

      you can't have your cake and eat it too

      نمی‌تونی همه‌چیز رو با هم داشته باشی (نمی‌شه هم خدا رو بخوای، هم خرما رو)

      bad cess to you (them, etc.)

      الهی که خیر نبینی (نبینند و غیره)

      how dare you (he, she, etc.) !

      چطور به خودت (خودش و غیره) اجازه می‌دهی !

      better the devil you know than the devil you don't

      آدم بدجنس آشنا از آدم بدجنس غریبه بهتر است

      what are you driving at?

      منظورت چیست؟

      if you can't fight them, join them

      اگر نمی‌توانی از پس آنها بر بیایی، به آنها بپیوند.

      how do you do?

      سلام، حال شما، چطورید؟

      you know!

      (عامیانه) می‌دونی!/ ببین!

      you know what i mean

      (عامیانه) منظورم را می‌فهمی/ می‌دونی چی‌ می‌خوام بگم

      laugh and the world will laugh with you; weep and you weep alone

      خنده کن و دنیا با تو می‌خندد، گریه کن و هیچ کس با تو گریه نمی‌کند (مردم در شادی تو شریک می‌شوند، ولی در هنگام غم تو را تنها می‌گذارند)

      now you see it, now you don't

      حالا آن را می‌بینی و سپس آن را نمی‌بینی، یک‌دفعه غیبش می‌زند

      off with you!

      برو!، بروید!، خارج شو!، جم بخور!

      peace be with you!

      (قدیمی) خداحافظ!، بسلامت!

      more power to you!

      (عامیانه) خدا یارت باشد!، دست علی به همراهت!، موفق باشی!

      practice what you preach

      آنچه را که به دیگران پند می‌دهی، خودت هم انجام بده/ اول خودت را اصلاح کن، بعد دیگران را

      before you could say jack robinson

      (انگلیس) زود، در یک آن، در همان

      you can say that again!

      خدا از دلت بشنود!، صددر صد موافقم!

      you don't say!

      (عامیانه) نه بابا!، راستی می‌گی!، عجب!

      you said it!

      (عامیانه) راست گفتی!، درست است!

      you scratch my back and i'll scratch yours

      اگر تو به من کمک کنی من هم به تو کمک خواهم کرد

      screw you

      کون لق (تو و اون و غیره)

      see you (or see you later)

      (عامیانه) خدانگهدار، خداحافظ، به امید دیدار

      seek and you shall find

      عاقبت جوینده یابنده بود

      shame on you! (or them, etc.)

      خجالت بکش! (یا بکشند و غیره)، خجلت دارد!

      (you can't) teach an old dog new tricks

      به آدم پیر یا کهنه کار نمی‌شود روش تازه آموخت

      i'll tell you what

      (عامیانه) بگذار ببینم، بهتر است که، از من بشنو

      to tell (you) the truth

      راستش را بخواهی (بخواهید)، راستی

      you're telling me!

      (عامیانه) کاملاً موافقم!، نیازی به گفتن ندارد!، خودم بهتر می‌دانم!

      there you go again!

      دوباره شروع کردی! ول کن نیستی!

      to tell you the truth

      راستش را بخواهی، به‌راستی

      you're welcome

      خواهش می‌کنم (در پاسخ به تشکر)

      what have you

      (عامیانه) و غیره

      (just) as you wish

      (درست) همانطوری که شما بخواهید، به میل تو

      you see

      می‌دونی

      you're on!

      قبوله، حله، باشه، موافقم

      (you're) damned if you do and damned if you don't

      مورد انتقاد قرار گرفتن تحت هر شرایطی، در هر صورت مورد انتقاد بودن

      you must be joking

      حتماً شوخیت گرفته، داری منو دست می‌ندازی، جدی می‌گی، شوخی می‌کنی

      you snooze, you lose

      دست بجنبون (دیر بجنبی، ضرر کردی) (دست نجنبونی، کلاهت پس معرکه‌ست) (دیر بجنبی، باختی)

      cross that bridge when you come to it

      «چو فردا شود، فکر فردا کنیم» (نگران چیزی که هنوز اتفاق نیفتاده است، نباش)

      look before you leap

      بی‌گدار به آب نزن، قبل‌از عمل فکر کن، سنجیده عمل کن (گزنکرده، پاره نکن)

      سوال‌های رایج you

      معنی you به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «You» در زبان فارسی به «تو» یا «شما» ترجمه می‌شود.

      ضمیر «you» یکی از اساسی‌ترین و پرکاربردترین واژگان در زبان انگلیسی است که برای خطاب قراردادن یک یا چند نفر استفاده می‌شود. در زبان فارسی، این ضمیر به دو صورت «تو» (غیررسمی و مفرد) و «شما» (رسمی یا جمع) ترجمه می‌شود. تفاوتی که در زبان فارسی میان مخاطب مفرد و جمع یا رسمی و غیررسمی وجود دارد، در زبان انگلیسی در قالب یک واژه واحد بیان می‌شود که کارکرد آن بر اساس زمینه‌ی جمله و موقعیت ارتباطی تعیین می‌گردد.

      کاربرد «you» در زبان انگلیسی، هم در نقش فاعل و هم مفعول ظاهر می‌شود. در جمله‌ی «You are very kind»، این ضمیر به‌عنوان فاعل عمل می‌کند. اما در جمله‌ی «I saw you yesterday»، همان ضمیر به‌صورت مفعول ظاهر می‌شود. این ساختار ثابت، باعث ساده‌تر شدن یادگیری گرامر در مراحل ابتدایی آموزش زبان انگلیسی می‌شود. با این حال، نکته‌ی مهم در استفاده‌ی صحیح از آن، درک دقیق بافت ارتباطی است؛ چرا که همان کلمه در شرایطی ممکن است لحنی صمیمی یا رسمی القا کند.

      در زبان نوشتاری، «you» نقش مهمی در سبک شخصی‌سازی محتوا دارد. به عنوان مثال، در نگارش محتوای بازاریابی یا تبلیغاتی، استفاده از ضمیر «you» باعث می‌شود مخاطب احساس نزدیکی بیشتری با نویسنده یا برند داشته باشد. جملاتی مانند «You deserve better» یا «We care about you» رایج‌ترین نمونه‌های استفاده از این ضمیر برای جلب اعتماد و تعامل احساسی با مخاطب هستند. همین نکته در نامه‌نگاری و مکاتبات حرفه‌ای نیز دیده می‌شود، جایی که خطاب مستقیم با استفاده از «you» باعث شفافیت و وضوح در پیام می‌شود.

      از منظر زبان‌شناسی و جامعه‌شناسی زبان، «you» نقش تعیین‌کننده‌ای در ساختار قدرت و ادب دارد. بسته به لحن گفتار، زمینه‌ی فرهنگی و نوع رابطه میان گوینده و مخاطب، این ضمیر می‌تواند ابراز احترام، صمیمیت یا حتی تهدید و کنایه را در بر داشته باشد. به‌عنوان نمونه، در مکالمه‌ای جدی ممکن است یک جمله ساده با «you» بار معنایی انتقادی یا دستوری پیدا کند، مانند: «You should know better». در مقابل، همان ضمیر در جمله‌ای مانند «You’re amazing» حس محبت و تشویق منتقل می‌کند.

      نکته‌ی قابل توجه دیگر در مورد «you» این است که در برخی سبک‌های گفتاری عامیانه یا ادبیات داستانی، گاهی برای ایجاد تنوع، تأکید، یا شخصیت‌پردازی، از شکل‌های تغییریافته‌ی آن مانند «ya» یا «y’all» (در لهجه‌های جنوبی آمریکا) استفاده می‌شود. این اشکال محاوره‌ای نه‌تنها تفاوت‌های منطقه‌ای زبان را نشان می‌دهند، بلکه عمق فرهنگی و اجتماعی زبان انگلیسی را نیز نمایان می‌سازند. «you» تنها یک ضمیر ساده نیست، بلکه ابزار پیچیده‌ای برای ارتباط انسانی، سبک‌سازی و انتقال معنا به‌شمار می‌رود.

      ارجاع به لغت you

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «you» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/you

      لغات نزدیک you

      • - yosemite falls
      • - yosemite national park
      • - you
      • - you (etc.) better
      • - you bet you!
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      expense poop far-reaching fav east etc. etymology ever every everything first and foremost fit up flatterer fluorescent forever and ever (or forever and a day) دختر دایی در اختیار داشتن در بین در حال مرگ در حال کار در خانه در خصوص در راستای در ظاهر در چه مورد رانندگی کردن زبان‌پریشی پیش‌دانشگاهی پیش‌غذا پیش پا افتاده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.