full, filled, overflowing, stuffed, crammed, packed, brimful, wadded, imbued, supercharged
full
filled
overflowing
stuffed
crammed
packed
brimful
wadded
imbued
supercharged
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
با قلبی آکنده از اندوه
with a heart full of sorrow
حفرههای آکنده از هوا در خاک
air filled voids of the soil
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «آکنده» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/آکنده