ادبی for
for
آمدنت بهر چه بود؟
What did you come for?
ما بهر دانش سفر کردیم.
We traveled for knowledge.
portion, part, quotient, ratio
portion
part
quotient
ratio
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
هر نفر بهری از کیک گرفت.
Each person received a portion of the cake.
او بهر خود را در مسئولیت پذیرفت.
She accepted her part of the responsibility.
با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «بهر» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/بهر