آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: پنج‌شنبه ۴ اردیبهشت ۱۴۰۴

      جدا به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      قید
      فونتیک فارسی / jeddan /

      seriously, resolutely, earnestly

      seriously

      resolutely

      earnestly

      (جداً) به‌طور جدی

      دکتر از او خواست که جداً رژیم بگیرد.

      The doctor asked him to diet seriously.

      او جداً از موضع خود کوتاه نیامد.

      He resolutely refused to back down from his position.

      اسم
      فونتیک فارسی / jodaa /

      separate, isolated, divided, separated, parted, apart, disconnected, unconnected, unjoined, disjointed, detached, sequestered, segregated

      separate

      isolated

      divided

      separated

      parted

      apart

      disconnected

      unconnected

      unjoined

      disjointed

      detached

      sequestered

      segregated

      جداگانه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      تختخواب‌های جدا

      separate beds

      رستوران من یک منوی جدا برای گیاه‌خواران دارد.

      My restaurant has a separate menu for vegetarians.

      اسم
      فونتیک فارسی / jodaa /

      select, distinct, disparate, singular, discrete, set aside

      select

      distinct

      disparate

      singular

      discrete

      set aside

      سوا

      آن‌ها کمیته‌ای جدا تشکیل دادند تا به مسائل فوری رسیدگی کنند.

      They formed a select committee to address the urgent issues.

      او روشی جدا در مواجهه با مشکلات دارد که او را متمایز می‌کند.

      He has a distinct way of approaching problems that sets him apart.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد جدا

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      سوا مستثنا
      متضاد:
      وصل متصل پیوسته
      مترادف:
      قطع وا
      مترادف:
      تنها فرد مطلقه مطلق منفرد مهجور
      مترادف:
      جداگانه علی‌حده مجزا منتزع منفک
      مترادف:
      ممتاز
      مترادف:
      متباین
      مترادف:
      پراکنده
      مترادف:
      بریده گسسته گسیخته منفصل منقطع ناپیوسته

      ارجاع به لغت جدا

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «جدا» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/جدا

      لغات نزدیک جدا

      • - جد و جهد
      • - جد و جهد کردن
      • - جدا
      • - جدا از
      • - جدا از هم
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.