آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: دوشنبه ۱۷ شهریور ۱۴۰۴

    مستخدم به انگلیسی

    معنی

    فونتیک فارسی / mostakhdem /

    employee, servant

    employee

    servant

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    خرید اشتراک فست دیکشنری
    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد مستخدم

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    اداری عضو کادر کارمند مامور
    متضاد:
    رئیس کارفرما
    مترادف:
    بنده چاکر خادم خدمتکار غلام گماشته نوکر

    سوال‌های رایج مستخدم

    مستخدم به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «مستخدم» در زبان انگلیسی به Employee یا Staff Member ترجمه می‌شود.

    «مستخدم» واژه‌ای است که به فردی اشاره دارد که در یک محیط کاری، سازمان، اداره یا خانه به کار گرفته شده و وظایفی مشخص دارد. این فرد معمولاً تحت نظارت کارفرما یا مدیر عمل می‌کند و مسئول انجام وظایف محوله است. مستخدم می‌تواند در سطوح مختلف کاری فعالیت کند؛ از خدمات پشتیبانی و اداری گرفته تا امور نگهداری و مدیریت داخلی. به همین دلیل، این واژه هم بار معنایی سازمانی و هم بار عملی دارد و به نقش فعال فرد در حفظ و پیشبرد کارهای محوله اشاره می‌کند.

    از منظر اجتماعی و اقتصادی، مستخدم نقش مهمی در سیستم‌های کاری و اداری ایفا می‌کند. وجود مستخدمان ماهر و مسئول، به سازمان‌ها و خانه‌ها امکان می‌دهد که وظایف روزمره به شکل منظم و کارآمد انجام شود. این نقش، هرچند ممکن است به ظاهر ساده به نظر برسد، اما تأثیر قابل توجهی بر کارایی، نظم و کیفیت محیط کاری و زندگی افراد دارد. بدون مستخدمان، بسیاری از فرآیندهای روزمره به کندی یا با دشواری انجام می‌شوند.

    از نظر روان‌شناسی محیط کار، مستخدمان نیز بخشی از پویایی سازمانی هستند. نحوه‌ی تعامل آن‌ها با مدیران، همکاران و مشتریان می‌تواند تأثیر مستقیم بر روحیه و عملکرد کل مجموعه داشته باشد. همچنین، رضایت و انگیزه‌ی شغلی مستخدمان بر کیفیت خدمات و بهره‌وری آن‌ها اثرگذار است. بنابراین، مدیریت صحیح و ایجاد شرایط کاری مناسب برای مستخدمان، اهمیت ویژه‌ای دارد و نشان‌دهنده‌ی توجه به منابع انسانی در یک مجموعه است.

    از منظر فرهنگی و تاریخی، مستخدمان در بسیاری از جوامع همواره نقش‌های ویژه‌ای داشته‌اند. در گذشته، مستخدمان خانه‌ها یا کاخ‌ها علاوه بر انجام وظایف عملی، به عنوان نمادی از نظم و رعایت سلسله‌مراتب اجتماعی نیز شناخته می‌شدند. این جایگاه، هرچند در طول زمان دستخوش تغییر شده است، همچنان اهمیت و ارزش نقش آنان در حفظ فعالیت‌های روزمره و جریان‌های اجتماعی را نشان می‌دهد.

    «مستخدم» مفهومی است که ترکیبی از مسئولیت، فعالیت عملی و ارتباط اجتماعی را شامل می‌شود. این واژه نمایانگر نقش فردی است که با انجام وظایف محوله، نظم و کارایی محیط را حفظ می‌کند و به پیشبرد اهداف سازمان یا خانه کمک می‌کند. به همین دلیل، مستخدم نه تنها عضوی از یک مجموعه است، بلکه عنصر حیاتی در جریان صحیح و مؤثر زندگی کاری و اجتماعی به شمار می‌آید.

    ارجاع به لغت مستخدم

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «مستخدم» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/مستخدم

    لغات نزدیک مستخدم

    • - مستحیل شده
    • - مستحیل کردن
    • - مستخدم
    • - مستخدم آشپزخانه
    • - مستخدم اونیفورم پوش
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.