آیکن بنر

ابزارها و امکانات بیشتر در نسخه‌ی جدید اپ اندروید و آیفون

ابزارها و امکانات بیشتر در نسخه‌ی جدید اپ

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۵ کلمه انگلیسی که در طول زمان تغییر معنی دادند ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: سه‌شنبه ۳ تیر ۱۴۰۴

      مهره به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / mohre /

      glaze, bead, ball, chip, a die, pellet, nut, globule, spherule

      glaze

      bead

      ball

      chip

      a die

      pellet

      nut

      globule

      spherule

      قطعه‌ای گرد
      بهبود گرامر با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رفع خطاهای گرامری و نشانه‌گذاری
      امتحان کن

      او گردنبندی از مهره‌های رنگارنگ به گردن داشت.

      She wore a necklace made of colorful beads.

      کودکان از ساخت کاردستی با مهره‌های رنگارنگ لذت می‌بردند.

      The children enjoyed making crafts with colorful balls.

      اسم
      فونتیک فارسی / mohre /

      pin

      pin

      (بولینگ) پین‌هایی که باید توپ به آن‌ها برخورد کند

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      مترجم چندزبانه

      او در دور اول تمام مهره‌ها را انداخت.

      He knocked down all the pins in the first round.

      صدای افتادن مهره‌ها برای او مانند موسیقی بود.

      The sound of the pins falling was music to his ears.

      اسم
      فونتیک فارسی / mohre /

      کالبدشناسی vertebra

      vertebra

      قسمتی از ستون فقرات

      هر مهره نقش مهمی در پشتیبانی از بدن دارد.

      Each vertebra plays a crucial role in supporting the body.

      زائده‌ی عرضی برآمدگی استخوانی کوچکی در کنار هر مهره است.

      The transverse process is a small bony projection on the side of each vertebra.

      اسم
      فونتیک فارسی / mohre /

      مکانیک nut

      nut

      سرپیچ

      مهره را با آچار سفت کن.

      Tighten the nut with a wrench.

      پیچ و مهره

      nut and bolt

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد مهره

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      نگین
      مترادف:
      بازیگر عامل عضو

      سوال‌های رایج مهره

      مهره به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «مهره» در زبان انگلیسی به pawn (در بازی شطرنج)، vertebra (در بدن انسان یا حیوانات) و bead (در معنای دانه یا مهره‌ی گردنبند و...) ترجمه می‌شود، که بسته به زمینه‌ی کاربرد، هر یک می‌تواند معادل مناسبی باشد.

      در معنای اول، «مهره» به قطعه‌ای کوچک در بازی شطرنج یا دیگر بازی‌های تخته‌ای گفته می‌شود که نقش‌ها و حرکت‌های خاصی دارد. مهره‌ها در شطرنج شامل انواعی مانند شاه، وزیر، رخ، اسب، فیل و پیاده (که در انگلیسی pawn نامیده می‌شود) هستند. این مهره‌ها به صورت استراتژیک حرکت می‌کنند و کنترل صفحه‌ی بازی را در اختیار بازیکن قرار می‌دهند. به عنوان مثال، مهره‌ی پیاده (pawn) در بازی شطرنج معمولاً کم‌ارزش‌ترین قطعه است اما با رسیدن به ردیف مقابل می‌تواند به یک مهره‌ی قوی‌تر تبدیل شود.

      در معنای دوم، «مهره» به استخوان‌های ستون فقرات گفته می‌شود که به صورت زنجیره‌ای پشت سر هم قرار گرفته و از نخاع محافظت می‌کنند. این مهره‌ها ساختار اصلی اسکلت بدن انسان و بسیاری از حیوانات مهره‌دار را تشکیل می‌دهند. هر مهره دارای بخش‌های مختلفی است که به اتصال به مهره‌های مجاور و حفظ حرکت انعطاف‌پذیر ستون فقرات کمک می‌کند. آسیب دیدن مهره‌ها می‌تواند منجر به مشکلات جدی در حرکت و عملکرد بدن شود.

      از طرف دیگر، «مهره» در معنای دانه یا قطعه‌ی کوچک تزئینی، مانند مهره‌های تسبیح یا گردنبند نیز به کار می‌رود. این مهره‌ها معمولاً از مواد مختلفی مانند چوب، سنگ، شیشه یا پلاستیک ساخته می‌شوند و در هنرهای دستی و زیورآلات کاربرد فراوان دارند.

      در زبان محاوره‌ای فارسی، «مهره» گاهی به فردی با نقش کلیدی یا تأثیرگذار در یک گروه یا سازمان اشاره دارد. به طور مثال، می‌گویند «او مهره‌ی اصلی تیم است» که نشان‌دهنده‌ی اهمیت و جایگاه ویژه‌ی آن فرد در گروه است. این کاربرد استعاری بیانگر نقشی است که فرد در پیشبرد اهداف و موفقیت گروه ایفا می‌کند.

      مفهوم «مهره» به دلیل کاربردهای متنوع و گسترده‌اش، در زمینه‌های مختلف علمی، فرهنگی، هنری و اجتماعی اهمیت ویژه‌ای دارد. این واژه نه تنها بیانگر اشیاء فیزیکی است، بلکه می‌تواند مفاهیمی مانند قدرت، تأثیرگذاری و نقش‌آفرینی را نیز به تصویر بکشد.

      ارجاع به لغت مهره

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «مهره» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/مهره

      لغات نزدیک مهره

      • - مهرنما
      • - مهروی روی جلد مجله
      • - مهره
      • - مهره ای
      • - مهره بازی
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۵ کلمه انگلیسی که در طول زمان تغییر معنی دادند

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      electro embryo ex euro at b bi broncho chromo d GEO IM inter intro is گرداگرد چاشت حیف جور توبه‌نامه رغبت رخش زادگاه نزاکت همدل آرزومندی افسوس پیرامون تفخیذ دمادم
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.