آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: دوشنبه ۹ تیر ۱۴۰۴

    وافر به انگلیسی

    معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

    صفت
    فونتیک فارسی / vaafer /

    abundant, plentiful, plenteous, plenitudinous, bountiful, bounteous, copious, ample, bumper, galore, much

    abundant

    plentiful

    plenteous

    plenitudinous

    bountiful

    bounteous

    copious

    ample

    bumper

    galore

    much

    بسیار، فراوان

    (حافظ) سال خرم، فال نیکو، مال وافر، حال خوش...

    a prosperous year, good fortune, much wealth, and good cheer...

    بارندگی‌های وافر

    abundant precipitations

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    غذاهای وافر

    food galore

    بسیار وافر

    superabundant, excessive, excessively

    به حد وافر

    abundantly, plentifully, bounteously

    محصولات وافر، فراورده‌های وافر

    bumper crops

    وافر بودن

    to be plentiful, to be abundant, to be copious, to abound

    نعمت‌های خداوند وافرند.

    God's blessings are plentiful

    در اصفهان میوه وافر بود.

    fruits were abundant in Esfahan

    وافر شدن

    to become plentiful or abundant, to become copious

    عامیانه umpteen

    umpteen

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    همگام سازی در فست دیکشنری
    پیشنهاد بهبود معانی

    مترادف و متضاد وافر

    با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

    مترادف:
    بسیار بی‌حد خیلی زیاد عدیده فراوان کثیر متعدد
    متضاد:
    کم نادر

    سوال‌های رایج وافر

    وافر به انگلیسی چی می‌شه؟

    کلمه‌ی «وافر» در زبان انگلیسی به abundant یا ample ترجمه می‌شود که هر دو به معنای فراوان، زیاد و بیش از حد کافی هستند.

    «وافر» به وضعیتی اشاره دارد که مقدار یا میزان چیزی به حد زیادی رسیده و به راحتی در دسترس است. این واژه معمولاً برای توصیف منابع طبیعی، مواد غذایی، فرصت‌ها یا هر چیزی که به میزان زیاد وجود دارد به کار می‌رود. وجود مقدار وافری از چیزی نشان‌دهنده‌ی تأمین کامل نیازها و حتی فراتر از آن است.

    در زندگی روزمره، واژه‌ی «وافر» می‌تواند حس آرامش و امنیت را منتقل کند، چرا که داشتن منابع وافری به معنی کمبود یا نگرانی در مورد کمبود آن نیست. برای مثال، وقتی گفته می‌شود «در این منطقه آب و غذای وافری وجود دارد»، بیانگر این است که مردم به راحتی می‌توانند نیازهای خود را برآورده کنند و مشکلی در تأمین مایحتاج ندارند.

    از نظر فرهنگی و ادبی، واژه‌ی «وافر» بار معنایی مثبتی دارد و اغلب با مفاهیمی مانند برکت، نعمت و فراوانی همراه است. در متون شعر و نثر، استفاده از این کلمه باعث تقویت حس فراوانی و شکوفایی می‌شود و به بیان حالتی از سرشار بودن یا اشباع اشاره دارد.

    در علوم اقتصادی و اجتماعی، وجود منابع و فرصت‌های وافری می‌تواند زمینه‌ساز توسعه و رشد باشد. دسترسی به امکانات وافری باعث افزایش کیفیت زندگی، کاهش فقر و بهبود شرایط اجتماعی می‌شود. بنابراین، سیاست‌گذاران و برنامه‌ریزان همواره تلاش می‌کنند تا منابع را به گونه‌ای مدیریت کنند که شرایط وافر و پایدار فراهم شود.

    «وافر» واژه‌ای است که نشان‌دهنده فراوانی و کفایت است و بیانگر وضعیتی مطلوب و ایده‌آل می‌باشد. این کلمه اهمیت زیادی در انتقال احساس رضایت، امنیت و امید به آینده دارد و به عنوان نشانه‌ای از توازن و رفاه در زندگی به کار می‌رود.

    ارجاع به لغت وافر

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «وافر» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/وافر

    لغات نزدیک وافر

    • - واغ واغک
    • - واغی زدن
    • - وافر
    • - وافر بودن
    • - وافر شدن
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.