آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: شنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۴

      چموش به انگلیسی

      معنی

      فونتیک فارسی / chamoosh /

      mulish, viclous

      mulish

      viclous

      mean

      mean

      اسب

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری
      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد چموش

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      بدلگام بدلجام رموک سرکش لگدزن
      متضاد:
      خوش‌قلق
      مترادف:
      بدرفتار بی سلوک
      مترادف:
      بدقلق

      سوال‌های رایج چموش

      چموش به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «چموش» در زبان انگلیسی به unruly یا restive ترجمه می‌شود.

      «چموش» صفتی است که در توصیف موجودی—به‌ویژه اسب—به کار می‌رود که سر به راه نیست، از فرمان‌برداری سر باز می‌زند، و رفتاری ناآرام یا سرکش دارد. این واژه در گذشته بیشتر در حوزه‌ی دامداری و در توصیف رفتار حیوانات، به‌ویژه اسب‌ها، استفاده می‌شد، اما امروزه می‌تواند به‌صورت مجازی نیز برای توصیف افراد، کودکان یا حتی وضعیت‌های ناپایدار اجتماعی یا روانی به کار رود.

      یکی از اصلی‌ترین ویژگی‌های «چموش» بودن، نافرمانی آگاهانه یا واکنشی شدید نسبت به کنترل یا محدودیت است. برای مثال، اسبی که لگام را می‌جود، از حرکت در مسیر خودداری می‌کند یا ناگهان رم می‌کند، چموش نامیده می‌شود. این رفتارها اغلب نشانه‌ای از عدم اهلی شدن کامل، یا ناراحتی و ترس حیوان نسبت به محیط یا مربی هستند. در نتیجه، رام کردن یک اسب چموش، کاری دشوار و نیازمند مهارت، صبر و درک عمیق روان حیوان است.

      در کاربردهای انسانی، فرد چموش معمولاً کسی است که در برابر اقتدار، نظم یا قوانین ایستادگی می‌کند. این فرد ممکن است نوجوانی سرکش باشد که نسبت به نظم مدرسه یا چارچوب خانواده تمرد دارد، یا شخصی بزرگسال که از پذیرش قواعد اجتماعی، عرف‌ها یا چهارچوب‌های رسمی سر باز می‌زند. در این کاربرد، واژه‌ی «چموش» بیشتر باری انتقادی دارد، اما در برخی متون ادبی ممکن است با نگاهی شاعرانه یا حتی ستایش‌گرانه نیز همراه شود، به‌ویژه اگر سرکشی فرد از روی آزاداندیشی یا روحیه‌ی استقلال‌طلبی باشد.

      چموشی را می‌توان در سطح روانی نیز بررسی کرد. برخی روانشناسان، رفتارهای چموشانه را نه تنها نتیجه‌ی تربیت سخت‌گیرانه یا کنترل افراطی، بلکه گاهی واکنشی طبیعی به شرایطی می‌دانند که در آن فرد احساس نادیده‌گرفته‌شدن یا محرومیت شدید از آزادی را تجربه کرده است. در چنین حالتی، چموشی بیشتر شبیه فریادی برای دیده‌شدن، شنیده‌شدن یا بازیابی کنترل بر زندگی است.

      در ادبیات فارسی، چموشی اغلب با زیبایی، غرور و روحیه‌ی رام‌نشدنی همراه شده است. شاعران در توصیف معشوق، گاه او را «چموش» می‌نامند، تا به پیچیدگی، ناز و طغیان دل‌فریب او اشاره کنند. در اینجا، واژه از معنای منفی فاصله می‌گیرد و به شکلی هنری و استعاری، بخشی از جذابیت شخصیت به شمار می‌رود؛ درست مانند اسبی زیبا اما طغیانگر که همراه‌ کردنش نوعی پیروزی عاشقانه محسوب می‌شود.

      ارجاع به لغت چموش

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «چموش» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/چموش

      لغات نزدیک چموش

      • - چمنزار میان بیشه
      • - چمنی
      • - چموش
      • - چموش شدن اسب
      • - چموش و شیطان
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.