All In All

ˈɒlɪnˈɒl ɔːlɪnɔːl ɔːlɪnɔːl
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • collocation
    همه چیز، جمعا، روی‌هم‌رفته
    • - To her money was all in all.
    • - برای او پول همه‌چیز بود.
    • - All in all, the plan was successful.
    • - روی‌هم‌رفته نقشه موفقیت‌آمیز بود.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

ارجاع به لغت all in all

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «all in all» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/all in all

لغات نزدیک all in all

پیشنهاد بهبود معانی