آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱ اردیبهشت ۱۴۰۴

    Artifact

    ˈɑːrt̬əfækt ˈɑːtəfækt

    شکل جمع:

    artifacts

    توضیحات:

    حالت نوشتاری در انگلیسی بریتانیایی artefact است.

    معنی artifact | جمله با artifact

    noun countable

    ابزار، مصنوع، دست‌ساخته، شیء (به ویژه ابزار تاریخی و قدیمی)

    The archaeologist carefully excavated the artifact from the dig site.

    باستان‌شناس به‌دقت دست‌ساخته‌ی یافته‌شده از محل حفاری را کاوید.

    The artifact was carefully cleaned and preserved.

    آن شیء با دقت تمیز و نگهداری شد.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    gold and silver artifacts found in a prehistoric tomb

    ابزار زرین و سیمین یافته‌شده در یک قبر ماقبل تاریخ

    noun countable

    پدیده‌ی مصنوعی، ساختگی، پدیده‌ی غیرواقعی، خطا (ناشی از تحقیق یا آزمایش)

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام

    The artifact was introduced during the data cleaning process.

    این اثر مصنوعی در حین پاک‌سازی داده‌ها به وجود آمد.

    The observed pattern might not be a real phenomenon but rather an artifact of the sampling bias.

    الگوی مشاهده شده ممکن است پدیده‌ی واقعی نباشد، بلکه پدیده‌ای ناشی از سوگیری نمونه‌گیری باشد.

    noun countable

    خطا، نویز، اعوجاج، نقص، عیب (در داده‌ها یا تصویربرداری)

    Researchers must distinguish real effects from statistical artifacts.

    پژوهشگران باید بین اثرات واقعی و خطاهای آماری تفاوت قائل شوند.

    This software reduces digital artifacts in scanned images.

    این نرم‌افزار نویزهای دیجیتالی در تصاویر اسکن‌شده را کاهش می‌دهد.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد artifact

    1. noun a man-made object taken as a whole
      Synonyms:
      artefact
      Antonyms:
      natural object

    سوال‌های رایج artifact

    شکل جمع artifact چی میشه؟

    شکل جمع artifact در زبان انگلیسی artifacts است.

    ارجاع به لغت artifact

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «artifact» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/artifact

    لغات نزدیک artifact

    • - articulation
    • - articulator
    • - artifact
    • - artifice
    • - artificer
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.