Badinage

ˌbædnˈɑːʒ ˈbædɪnɑːʒ
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • noun
    خوشمزگی، لودگی، پرحرفی
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد badinage

  1. noun Good-natured teasing
    Synonyms: banter, raillery, ribbing, chaff, asteism, fool, joking, joshing, kidding, taunt, persiflage, raillery (innocent), repartee, teasing

ارجاع به لغت badinage

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «badinage» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ تیر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/badinage

لغات نزدیک badinage

پیشنهاد بهبود معانی