Besieged

آخرین به‌روزرسانی:

معنی

adjective
محصور، احاطه‌شده

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد besieged

  1. verb to trouble persistently from or as if from all sides
    Synonyms:
    annoyed harassed attacked assaulted assailed pestered plagued badgered hounded nagged pressed besieged beleaguered stormed trapped surrounded beset hemmed crowded confined blockaded solicited importuned obsessed encompassed environed bedevilled
  1. verb surround so as to force to give up
    Synonyms:
    surrounded besieged invested blockaded beleaguered sieged circumvented beset
  1. verb to surround and advance upon
    Synonyms:
    enveloped enclosed hemmed hedged

ارجاع به لغت besieged

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «besieged» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/besieged

لغات نزدیک besieged

پیشنهاد بهبود معانی