آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۸ اسفند ۱۴۰۲

      Bloodbath

      ˈblʌdbæθ ˈblʌdbɑːθ

      معنی bloodbath | جمله با bloodbath

      noun singular

      قتل‌عام، خونریزی، کشتار، حمام خون

      بهبود گرامر با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رفع خطاهای گرامری و نشانه‌گذاری
      امتحان کن

      The battle turned into a gruesome bloodbath, leaving no survivors.

      این نبرد به یک حمام خون وحشتناک تبدیل شد که هیچ بازمانده‌ای بر جای نگذاشت.

      Throwing stones led to a terrible bloodbath.

      پرتاب سنگ منجر به خونریزی وحشتناکی شد.

      noun

      اقتصاد فاجعه‌ی اقتصادی (بزرگ)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی اقتصاد

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      Many businesses faced bankruptcy during the bloodbath that ensued after the recession hit.

      بسیاری از کسب‌وکارها در جریان فاجعه‌ی اقتصادی بزرگی که پس‌از رکود اقتصادی به وجود آمد، با ورشکستگی مواجه شدند.

      The stock market crash led to a bloodbath, causing widespread economic turmoil.

      سقوط بازار سهام به یک فاجعه‌ی اقتصادی بزرگ منجر شد و باعث آشفتگی اقتصادی گسترده شد.

      noun

      مبارزه (خشونت‌آمیز)

      The election turned into a political bloodbath, with candidates fiercely attacking each other's character.

      انتخابات به مبارزه‌ای سیاسی تبدیل شد و نامزدها به‌شدت به شخصیت یکدیگر حمله کردند.

      The boxing match escalated into a brutal bloodbath, leaving both fighters heavily injured.

      مسابقه‌ی بوکس به مبارزه‌ای وحشیانه تبدیل شد و هر دو مبارز به‌شدت مجروح شدند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد bloodbath

      1. noun the savage killing of many victims
        Synonyms:
        slaughter massacre carnage bloodshed butchery bloodletting war purge battue pogrom

      ارجاع به لغت bloodbath

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «bloodbath» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/bloodbath

      لغات نزدیک bloodbath

      • - blood typing
      • - blood vessel
      • - bloodbath
      • - bloodcurdling
      • - blooded
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.