آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۷ مرداد ۱۴۰۳

      Canal

      kəˈnæl kəˈnæl

      گذشته‌ی ساده:

      canalled

      شکل سوم:

      canalled

      سوم‌شخص مفرد:

      canals

      وجه وصفی حال:

      canalling

      شکل جمع:

      canals

      توضیحات:

      همچنین می‌توان از canalling به‌جای canaling و از canalled به‌جای canaled استفاده کرد.

      معنی canal | جمله با canal

      noun countable B1

      آبراه، کانال، آبگذر، ترعه

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      Digging the Panama canal took several years.

      کندن آبراه پاناما چندین سال طول کشید.

      irrigation canal

      کانال آبیاری

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the Suez canal

      آبراه سوئز

      noun countable

      پزشکی (در بدن) مجرا، کانال، لوله

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      alimentary canal

      لوله‌ی گوارش

      carotid canal

      کانال کاروتید

      noun countable

      مجرا، کانال، لوله (آب، گاز و ...)

      The canal carried water from the reservoir to the fields.

      لوله آب را از مخزن به مزارع می‌برد.

      The canal carried water from the reservoir to the local village.

      این کانال آب را از مخزن به روستای محلی می‌رساند.

      verb - transitive

      آبراه ساختن، کانال ساختن، ترعه‌ زدن، کانال‌کشی کردن

      Farmers canal their fields to ensure proper drainage.

      کشاورزان برای اطمینان از زهکشی مناسب، مزارع خود را کانال‌کشی می‌کنند.

      The engineers will canal the river to divert the water flow.

      مهندسان رودخانه را ترعه می‌زنند تا جریان آب را منحرف کنند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد canal

      1. noun waterway
        Synonyms:
        water channel watercourse conduit course ditch duct bottleneck trench cove estuary choke point aqueduct firth

      سوال‌های رایج canal

      گذشته‌ی ساده canal چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده canal در زبان انگلیسی canalled است.

      شکل سوم canal چی میشه؟

      شکل سوم canal در زبان انگلیسی canalled است.

      شکل جمع canal چی میشه؟

      شکل جمع canal در زبان انگلیسی canals است.

      وجه وصفی حال canal چی میشه؟

      وجه وصفی حال canal در زبان انگلیسی canalling است.

      سوم‌شخص مفرد canal چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد canal در زبان انگلیسی canals است.

      ارجاع به لغت canal

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «canal» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/canal

      لغات نزدیک canal

      • - canadianism
      • - canaille
      • - canal
      • - canal rays
      • - canal zone
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.