Cassava

kəˈsɑːvə kəˈsɑːvə
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

noun
منهوت، نشاسته کاساو، آرد مانیوک

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در ایکس
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد cassava

  1. noun cassava root eaten as a staple food after drying and leaching; source of tapioca
    Synonyms:
    manioc manioca cassava starch
  1. noun Any of several plants of the genus Manihot having fleshy roots yielding a nutritious starch
    Synonyms:
    casava

ارجاع به لغت cassava

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «cassava» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/cassava

لغات نزدیک cassava

پیشنهاد بهبود معانی