Coagulation

koʊˌæɡjʊˈleɪʃn̩ kəʊˌæɡjʊˈleɪʃn̩
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    coagulations

معنی

noun
انعقاد، دلمه‌شدگی، لختگی، لخته شدن، ماسیدن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

جای تبلیغ شما در فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد coagulation

  1. noun clotting
    Synonyms:
    thickening consolidation concentration condensation curdling agglomeration congelation gelatination jellification incrassation inspissation caseation embolism concretion
    Antonyms:
    melting opening thinning dissolution

ارجاع به لغت coagulation

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «coagulation» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۶ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/coagulation

لغات نزدیک coagulation

پیشنهاد بهبود معانی