آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۵ مرداد ۱۴۰۴

      Commendable

      kəˈmendəbl kəˈmendəbl

      معنی commendable

      adjective

      ستودنی، قابل‌تحسین

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام
      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد commendable

      1. adjective praiseworthy
        Synonyms:
        worthy admirable excellent laudable deserving praisable creditable meritorious exemplary estimable meritable thankworthy
        Antonyms:
        unworthy poor blameworthy

      سوال‌های رایج commendable

      معنی commendable به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «commendable» در زبان فارسی به «ستودنی» یا «قابل تحسین» ترجمه می‌شود.

      واژه‌ی «commendable» یک صفت در زبان انگلیسی است که برای توصیف کاری، رفتاری یا ویژگی‌ای به کار می‌رود که شایستهٔ تحسین، تمجید و تقدیر است. این کلمه معمولاً در شرایطی به کار می‌رود که فرد یا گروهی با عملکرد مثبت یا اخلاقی خود، الگوی شایسته‌ای ارائه کرده باشند. معنای «commendable» فراتر از خوب بودن معمولی است و بر تلاش، صداقت، مهارت یا نیت نیک تأکید دارد.

      در محیط‌های کاری و حرفه‌ای، «commendable» کاربرد زیادی دارد. هنگامی که فردی با تلاش و پشتکار، پروژه‌ای موفق را به انجام می‌رساند یا در شرایط دشوار تصمیمی اخلاقی و درست اتخاذ می‌کند، همکاران و مدیران ممکن است عملکرد او را «commendable» توصیف کنند. این واژه به نوعی نشان‌دهندهٔ شایستگی و ارزشمندی رفتار در محیط‌های اجتماعی و حرفه‌ای است و تشویق و انگیزه ایجاد می‌کند.

      در زندگی روزمره، «commendable» می‌تواند برای توصیف اعمال کوچک اما ارزشمند نیز استفاده شود. برای مثال، کمک به یک همسایه، رعایت ادب در تعاملات یا رعایت مسئولیت‌های فردی و اجتماعی می‌تواند «commendable» تلقی شود. این کاربرد نشان می‌دهد که ستودن رفتارهای مثبت محدود به دستاوردهای بزرگ نیست و حتی اعمال روزمرهٔ کوچک نیز ارزشمند و قابل تحسین هستند.

      در متون ادبی و آموزشی نیز «commendable» اغلب برای توصیف شخصیت‌ها و ویژگی‌های انسانی به کار می‌رود. نویسندگان و مربیان از این واژه برای برجسته کردن شجاعت، صداقت، فداکاری و سایر فضائل اخلاقی استفاده می‌کنند. این کاربرد به خواننده یا دانش‌آموز نشان می‌دهد که ارزش‌های انسانی مهم و قابل تقدیر هستند و باید سرمشق قرار گیرند.

      «commendable» واژه‌ای است که علاوه بر توصیف کیفیت یا عملکرد مثبت، پیام تقدیر و تشویق را نیز منتقل می‌کند. این صفت نشان می‌دهد که رفتار یا اقدام مورد نظر نه تنها درست و شایسته است، بلکه الگویی برای دیگران محسوب می‌شود و می‌تواند ارزش‌های اخلاقی، حرفه‌ای و انسانی را ترویج دهد. استفاده از این واژه در گفتار و نوشتار، فضایی مثبت و تشویق‌کننده ایجاد می‌کند و اهمیت رفتارهای ارزشمند را برجسته می‌سازد.

      ارجاع به لغت commendable

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «commendable» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/commendable

      لغات نزدیک commendable

      • - commencement
      • - commend
      • - commendable
      • - commendam
      • - commendation
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      unobtainable unexplored wilderness unexpected outcome undernourished undeniable tulsa tsunami loyalty himself hit home hit the jackpot hold onto homie honesty is the best policy honeybunch چوب مسگر متلک تمرهندی خودفروشی کردن در کونی کوزه یکتا یک ششم یخچال‌فریزر گوزن شمالی گنده گل‌فروش گرما گرانول
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.