آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۵ اسفند ۱۴۰۲

      Estimable

      ˈestəməbl ˈestəməbl

      معنی estimable | جمله با estimable

      adjective formal

      قابل‌ ستایش، ستودنی، محترم، قابل احترام، ارجمند

      She is an estimable leader, admired for her integrity and dedication.

      او یک رهبر قابل احترام است که به‌خاطر صداقت و فداکاری‌اش تحسین‌شده است.

      His generosity towards others is truly estimable, as he always goes above and beyond to help those in need.

      سخاوت او نسبت به دیگران واقعاً قابل ستایش است، زیرا همیشه برای کمک به نیازمندان جلو می‌رود.

      adjective

      تخمین‌پذیر، قابل‌ برآورد، برآوردپذیر، قابل توجه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      The company's estimable reputation in the industry made them a top choice for investors.

      شهرت قابل توجه این شرکت در صنعت، آن‌ها را به بهترین انتخاب برای سرمایه‌گذاران تبدیل کرد.

      Estimated amount of profit

      مقدار قابل برآورد سود

      adjective

      قدیمی باارزش، ارزشمند، ارزنده، بهادار، ثمین، نفیس، گران‌بها

      The charity organization plays an estimable role in providing essential support for those in need.

      سازمان خیریه نقش ارزشمندی در ارائه‌ی حمایت‌های ضروری از نیازمندان ایفا می‌کند.

      She possesses an estimable collection of rare coins.

      او دارای مجموعه‌ی گران‌بهایی از سکه‌های کمیاب است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد estimable

      1. adjective honorable, worthy
        Synonyms:
        good decent respectable reputable admirable respected esteemed honored valued valuable deserving commendable praiseworthy noble meritorious excellent laudable well-thought-of big name name sterling august venerable big time major league high-powered reputed meritable admired appreciable palmary praisable in limelight
        Antonyms:
        bad poor unworthy dishonorable insignificant inestimable

      ارجاع به لغت estimable

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «estimable» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/estimable

      لغات نزدیک estimable

      • - esthesiometer
      • - esthesis
      • - estimable
      • - estimate
      • - estimated
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.