شکل نوشتاری این لغت در انگلیسی بریتانیایی: dishonourable
بیشرف، پست، بیآبرو
He refused to associate with dishonorable men.
او از ارتباط با افراد پست خودداری کرد.
The dishonorable girl only thought about her own personal interests.
دختر بیشرف، فقط به منافع شخصی خودش فکر میکرد.
The group of dishonorable men did not turn away from stealing and killing.
گروه مردان بیآبرو، از دزدی و قتل روگردان نبودند.
A dishonorable person sees injustice but remains silent.
یک آدم بیشرف ظلم را میبیند اما سکوت میکند.
ننگین، ننگآور، غیر شرافتمندانه، رسواکننده، پست، ناشایسته
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
He would rather die than to live dishonorably.
او ترجیح میداد بمیرد؛ ولی غیر شرافتمندانه زندگی نکند.
He considered lying to his friends dishonorable.
او دروغ گفتن به دوستانش را ننگآور میدانست.
(ارتش) اخراج به خاطر بدرفتاری
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «dishonorable» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/dishonorable