گذشتهی ساده:
enamelledشکل سوم:
enamelledسومشخص مفرد:
enamelsوجه وصفی حال:
enamellingشکل جمع:
enamelsهمچنین میتوان از enameled بهجای enamelled و از enameling بهجای enamelling استفاده کرد.
لعاب (مادهای که روی سطوح مختلف اعمال میشود تا آن سطوح را درخشان و زیبا کند)
The kettle has a red enamel.
کتری لعاب قرمزرنگی دارد.
A metal sink that has an enamelled surface.
دستشویی فلزی که سطح لعابداری دارد.
enameled brick
آجر لعابی
رنگ رنگ جلا، رنگ روغنی، رنگ لعابی
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی رنگ
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
She painted the old chair with enamel.
او صندلی قدیمی را با رنگ جلا رنگ کرد.
Enamel paint protects the wood from water.
رنگ روغنی از چوب در برابر آب محافظت میکند.
The metal door needs a fresh coat of enamel.
درِ فلزی به یک لایهی تازهی رنگ روغنی نیاز دارد.
کالبدشناسی مینا (دندان)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کالبدشناسی
Tooth enamel is the hardest substance in the human body.
مینای دندان سختترین ماده در بدن انسان است.
Enamel protects the teeth from decay.
مینای دندان از پوسیدگی محافظت میکند.
Acidic foods can wear away enamel over time.
مواد غذایی اسیدی میتوانند به مرور زمان مینای دندان را فرسایش دهند.
Brushing twice a day helps maintain healthy enamel.
مسواک زدن دو بار در روز به حفظ مینای دندان سالم کمک میکند.
Once enamel is lost, it cannot grow back.
وقتی مینای دندان از بین برود، دوباره رشد نمیکند.
لعاب دادن
The factory enameled the sinks in various colors.
کارخانه سینکها را در رنگهای مختلف لعاب داد.
Before the exhibition, she enameled a series of bowls to make them waterproof.
پیشاز نمایشگاه، او مجموعهای از کاسهها را لعاب داد تا ضدآب شوند.
We asked the potter to enamel the vase for a glossy finish.
ما از سفالگر خواستیم تا برای داشتن جلای براق، گلدان را لعاب دهد.
رنگارنگ کردن
The sun enamelled the whole scene.
خورشید تمام صحنه را رنگارنگ کرده بود.
She decided to enamel the old cabinet with bright patterns.
او تصمیم گرفت قفسهی قدیمی را با طرحهای شاد رنگارنگ کند.
He loves to enamel his pottery with floral designs.
او دوست دارد سفالهای خود را با طرحهای گلدار رنگارنگ کند.
لعاب براق
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «enamel» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/enamel