آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۴ تیر ۱۴۰۵

      Enamel

      ɪˈnæml ɪˈnæml

      گذشته‌ی ساده:

      enamelled

      شکل سوم:

      enamelled

      سوم‌شخص مفرد:

      enamels

      وجه وصفی حال:

      enamelling

      شکل جمع:

      enamels

      توضیحات:

      همچنین می‌توان از enameled به‌جای enamelled و از enameling به‌جای enamelling استفاده کرد.

      معنی enamel | جمله با enamel

      noun countable uncountable C1

      لعاب (ماده‌ای که روی سطوح مختلف اعمال می‌شود تا آن سطوح را درخشان و زیبا کند)

      خلاصه کردن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن بلند رو در چند خط خلاصه کن
      امتحان کن

      The kettle has a red enamel.

      کتری لعاب قرمزرنگی دارد.

      A metal sink that has an enamelled surface.

      دستشویی فلزی که سطح لعاب‌داری دارد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      enameled brick

      آجر لعابی

      noun countable uncountable B2

      رنگ رنگ جلا، رنگ روغنی، رنگ لعابی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی رنگ

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تبدیل آدرس انگلیسی به فارسی و برعکس

      She painted the old chair with enamel.

      او صندلی قدیمی را با رنگ جلا رنگ کرد.

      Enamel paint protects the wood from water.

      رنگ روغنی از چوب در برابر آب محافظت می‌کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The metal door needs a fresh coat of enamel.

      درِ فلزی به یک لایه‌ی تازه‌ی رنگ روغنی نیاز دارد.

      noun countable uncountable C2

      کالبدشناسی مینا (دندان)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کالبدشناسی

      مشاهده

      Tooth enamel is the hardest substance in the human body.

      مینای دندان سخت‌ترین ماده در بدن انسان است.

      Enamel protects the teeth from decay.

      مینای دندان از پوسیدگی محافظت می‌کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Acidic foods can wear away enamel over time.

      مواد غذایی اسیدی می‌توانند به مرور زمان مینای دندان را فرسایش دهند.

      Brushing twice a day helps maintain healthy enamel.

      مسواک زدن دو بار در روز به حفظ مینای دندان سالم کمک می‌کند.

      Once enamel is lost, it cannot grow back.

      وقتی مینای دندان از بین برود، دوباره رشد نمی‌کند.

      verb - transitive

      لعاب دادن

      The factory enameled the sinks in various colors.

      کارخانه سینک‌ها را در رنگ‌های مختلف لعاب داد.

      Before the exhibition, she enameled a series of bowls to make them waterproof.

      پیش‌از نمایشگاه، او مجموعه‌ای از کاسه‌ها را لعاب داد تا ضدآب شوند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      We asked the potter to enamel the vase for a glossy finish.

      ما از سفالگر خواستیم تا برای داشتن جلای براق، گلدان را لعاب دهد.

      verb - transitive

      رنگارنگ کردن

      The sun enamelled the whole scene.

      خورشید تمام صحنه را رنگارنگ کرده بود.

      She decided to enamel the old cabinet with bright patterns.

      او تصمیم گرفت قفسه‌ی قدیمی را با طرح‌های شاد رنگارنگ کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He loves to enamel his pottery with floral designs.

      او دوست دارد سفال‌های خود را با طرح‌های گل‌دار رنگارنگ کند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد enamel

      1. noun paint, often shiny
        Synonyms:
        finish coating stain varnish polish glaze gloss lacquer topcoat veneer japan cloisonné

      Collocations

      gloss enamel

      لعاب براق

      ارجاع به لغت enamel

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «enamel» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/enamel

      لغات نزدیک enamel

      • - enactive
      • - enactment
      • - enamel
      • - enameler or enameller
      • - enamelware
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      cardi- by aut- ante fore Greco grogram az levo bullet point mal puberty gripple gaming table fox squirrel ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.