فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Factotum

fækˈtoʊt̬əm fækˈtəʊtəm
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • noun
    آدم همه‌کاره، خدمتکار
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد factotum

  1. noun handyperson
    Synonyms: general employee, jack of all trades, man/girl Friday, Mr/Ms Fixit, odd-job person, personal assistant

ارجاع به لغت factotum

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «factotum» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/factotum

لغات نزدیک factotum

پیشنهاد بهبود معانی