به علت به‌روزرسانی سرورها، ممکن است برخی از بخش‌های وب‌سایت و نرم‌افزارهای فست دیکشنری در دسترس نباشند.
فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Faucet

ˈfɑːsət ˈfɔːsɪt
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    faucets

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • noun countable B1
    شیر آب، شیر بشکه
    • - The faucet is leaking.
    • - شیر چکه می‌کند.
    • - hot-water faucet
    • - شیر آب گرم
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد faucet

  1. noun spigot
    Synonyms: bibb, bibcock, hydrant, nozzle, spout, stopcock, tap, valve

ارجاع به لغت faucet

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «faucet» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/faucet

لغات نزدیک faucet

پیشنهاد بهبود معانی