فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Valve

vælv vælv
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • شکل جمع:

    valves

معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها

  • noun countable
    شیر، شیرفلکه
    • - The engineer adjusted the valve to control the flow of gas in the pipeline.
    • - مهندس شیر را برای کنترل جریان گاز در خط لوله تنظیم کرد.
    • - Check the valve regularly to ensure it's in good working condition
    • - شیرفلکه را به‌طور مرتب بررسی کنید تا از سالم بودن آن مطمئن شوید.
  • noun countable
    کالبدشناسی دریچه (قلب)
    • - The valve was unable to properly regulate the blood flow.
    • - دریچه قادر به تنظیم صحیح جریان خون نبود.
    • - A malfunctioning valve can result in heart issues.
    • - عملکرد نادرست دریچه می‌تواند منجر به مشکلات قلبی شود.
  • noun countable
    موسیقی پیستون (در سازهای بادی)
    • - Oil the valves regularly to maintain a smooth sound.
    • - پیستون‌ها را به‌طور مرتب روغن‌کاری کنید تا صدای روانی به گوش برسد.
    • - The broken valve caused the trumpet to squeak during the performance.
    • - شکستگی پیستون باعث شد که ترومپت حین اجرا جیر جیر کند.
  • noun countable
    انگلیسی بریتانیایی برق لامپ خلأ
    • - The valve was responsible for controlling the flow of electrons.
    • - لامپ خلأ وظیفه‌ی کنترل جریان الکترون‌ها بر عهده داشت.
    • - The technician adjusted the valve to regulate the electricity passing through the circuit.
    • - تکنسین لامپ خلأ را برای تنظیم جریان الکتریکی عبوری از مدار تنظیم کرد.
  • noun countable
    جانورشناسی زیست‌شناسی کفه
    • - The barnacle's valve remained tightly closed.
    • - کفه‌ی کشتی‌چسب همچنان محکم بسته بود.
    • - The scientist studied the mollusk's valve under a microscope.
    • - این دانشمند کفه‌ی نرم‌تنان را زیر میکروسکوپ بررسی کرد.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد valve

  1. noun on-and-off device
    Synonyms: cock, faucet, flap, gate, hydrant, lid, pipe, plug, shutoff, spigot, stopper, tap

Collocations

  • gauge valve

    شیر نمونه‌گیری، شیر سنجش

ارجاع به لغت valve

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «valve» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۴ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/valve

لغات نزدیک valve

پیشنهاد بهبود معانی