فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Fiddle-faddle

ˈfɪdlˌfædl ˈfɪdlˌfædl
آخرین به‌روزرسانی:

معنی‌ها

  • noun verb - intransitive interjection
    چرند، مزخرف، حرف بی‌معنی، یاوه
  • noun verb - intransitive interjection
    (عامیانه) با چیزهای کم‌اهمیت خود را سرگرم کردن
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد fiddle-faddle

  1. noun Something or things that are unimportant
    Synonyms: frippery, frivolity, froth, minutia, nonsense, balderdash, small change, small potatoes, trifle, trivia, triviality, piffle

ارجاع به لغت fiddle-faddle

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «fiddle-faddle» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/fiddle-faddle

لغات نزدیک fiddle-faddle

پیشنهاد بهبود معانی