بهطور رهاییناپذیر، بهطور جدانشدنی، بهطور ناگسستنی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Climate change and biodiversity loss are inextricably linked.
تغییرات اقلیمی و از دست رفتن تنوع زیستی بهطور جدانشدنی به یکدیگر مرتبطند.
Her childhood memories were inextricably linked with the old family house.
خاطرات کودکی او بهطور ناگسستنی با خانهی قدیمی خانواده پیوند خورده بودند.
Economic inequality is inextricably linked to access to education.
نابرابری اقتصادی بهطور رهاییناپذیری با دسترسی به آموزش مرتبط است.
The nation's history is inextricably linked to its cultural traditions.
تاریخ ملت بهطور جدانشدنی با سنتهای فرهنگی آن پیوند دارد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «inextricably linked» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/inextricably-linked