اقتصاد سیاست بهطور جدانشدنی، بهطور ناگسستنی، به طور ناگسستنی پیوند خورده، گرهخورده و جدانشدنی، بهطور رهاییناپذیر
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی اقتصاد
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
In a globalised world, the economic success of one nation is inextricably linked to the stability of others.
در یک دنیای جهانیشده، موفقیت اقتصادی یک ملت به طور جداییناپذیری به ثبات دیگر ملتها گره خورده است.
I believe that physical health and mental well-being are inextricably linked to each other.
من باور دارم که سلامت جسمی و سلامت روان به طور جداییناپذیری به یکدیگر متصل هستند.
Climate change and biodiversity loss are inextricably linked.
تغییرات اقلیمی و از دست رفتن تنوع زیستی بهطور جدانشدنی به یکدیگر مرتبطند.
The 2026 economic growth is inextricably linked to stable global microchip supplies.
رشد اقتصادی سال ۲۰۲۶ به طور ناگسستنی به عرضهی پایدار ریزتراشههای جهانی پیوند خورده است.
Climate reports emphasize that human health is inextricably linked to ocean ecosystem safety.
گزارشهای اقلیمی تأکید میکنند که سلامت انسان به طور ناگسستنی با امنیت اکوسیستم اقیانوس گره خورده است.
Her childhood memories were inextricably linked with the old family house.
خاطرات کودکی او بهطور ناگسستنی با خانهی قدیمی خانواده پیوند خورده بودند.
Economic inequality is inextricably linked to access to education.
نابرابری اقتصادی بهطور رهاییناپذیری با دسترسی به آموزش مرتبط است.
The nation's history is inextricably linked to its cultural traditions.
تاریخ ملت بهطور جدانشدنی با سنتهای فرهنگی آن پیوند دارد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «inextricably linked» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/inextricably-linked