Lagger

آخرین به‌روزرسانی:

معنی

noun
(شخص یا دستگاه) کندکار، از قافله عقب

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

خرید اشتراک فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد lagger

  1. noun one that lags
    Synonyms:
    laggard slowpoke dawdler straggler trailer lag loiterer lingerer tarrier poke procrastinator dilly-dallier drone

ارجاع به لغت lagger

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «lagger» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/lagger

لغات نزدیک lagger

پیشنهاد بهبود معانی