Nosh

nɑːʃ nɒʃ
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

verb - transitive verb - intransitive noun
(عامیانه) خوراک سبک خوردن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار آی او اس فست دیکشنری
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد nosh

  1. noun snack
    Synonyms:
    bite refreshment light meal bite to eat goodies grub tidbit break midnight snack pickings tiny meal
  1. verb snack
    Synonyms:
    eat between meals munch nibble taste pick at

ارجاع به لغت nosh

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «nosh» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/nosh

لغات نزدیک nosh

پیشنهاد بهبود معانی