مال ما، خودمان
We are doing it solely for ourselves.
ما آن کار را صرفاً بهخاطر خودمان میکنیم.
We bought a used car for our son and a new car for ourselves.
ما یک اتومبیل کهنه برای پسرمان و یک اتومبیل نو برای خودمان خریدیم.
We got ourselves into trouble.
خودمان را به دردسر انداختیم.
We would like to see it for ourselves.
دلمان میخواهد خودمان (شخصاً) آن را ببینیم.
We can write it ourselves.
میتوانیم خودمان (بهتنهایی) آن را بنویسیم.
we who ourselves have tasted war ...
ما که خودمان مزهی جنگ را چشیدهایم ....
This article pleases ourselves but no one else.
این مقاله بهجز ما کسی را دلشاد نمیکند.
The only ones who want to go are ourselves.
یگانه کسانی که میخواهند بروند خود ما هستیم.
Our children and ourselves will be glad to see you.
فرزندان و خودمان از دیدن شما خوشنود خواهیم شد.
We had been ill but today we are ourselves again.
ما بیمار بودیم؛ ولی امروز دوباره خودمان شدهایم (خوب شدهایم).
For a moment we were dizzy but we quickly came to ourselves.
برای لحظهای گیج بودیم؛ ولی بهسرعت حالمان سر جایش آمد.
خودمان، خود ما (برای تأکید بر فاعل «ما»)
We sent our daughter; but we ourselves will never go.
دخترمان را فرستادیم؛ ولی خود ما هرگز نخواهیم رفت.
No one knows more about it than ourselves.
هیچکس بیشتر از خودمان دربارهی آن نمیداند.
between ourselves (between you and me)
خودمانیم، اگر به کسی نگویی، بین خودمان باشد
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «ourselves» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/ourselves