آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۰ بهمن ۱۴۰۳

      Peacock

      ˈpiːkɑːk ˈpiːkɒk

      شکل جمع:

      peacocks

      معنی peacock | جمله با peacock

      noun countable

      طاووس نر

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      The peacock displayed its vibrant feathers in the sunlight.

      طاووس نر پرهای درخشان خود را زیر نور خورشید به نمایش گذاشت.

      She painted a stunning picture of a peacock perched on a branch.

      او تصویری خیره‌کننده از طاووسی که روی شاخه قرار داشت را نقاشی کرد.

      noun countable

      قدیمی فخرفروش، متکبر، خودنما

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      At the office, he's known as the peacock, always wearing the latest fashion trends.

      در دفتر، او به‌عنوان خودنما شناخته می‌شود و همیشه جدیدترین لباس‌ها را می‌پوشد.

      The peacock in our group never misses a chance to show off his expensive watches.

      فخرفروش گروه ما هرگز فرصتی را برای به رخ کشیدن ساعت‌های گران قیمتش از دست نمی‌دهد.

      verb - intransitive

      فخرفروشی کردن، به رخ کشیدن، پز دادن

      He loves to peacock whenever he attends social events.

      او دوست دارد هر زمان که در رویدادهای اجتماعی شرکت می‌کند، فخرفروشی کند.

      At the party, he couldn't help but peacock in his new suit.

      در مهمانی ، او نتوانست جلوی خودش را بگیرد و کت‌شلوار جدیدش را به رخ کشید.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد peacock

      1. noun european butterfly having reddish-brown wings each marked with a purple eyespot
        Synonyms:
        peacock-butterfly bird-of-juno pavo muster ostentation
      1. verb to walk with exaggerated or unnatural motions expressive of self-importance or self-display
        Synonyms:
        strut swagger prance swank flounce sashay swash
      1. adjective
        Synonyms:
        pavonine pavonian

      سوال‌های رایج peacock

      شکل جمع peacock چی میشه؟

      شکل جمع peacock در زبان انگلیسی peacocks است.

      ارجاع به لغت peacock

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «peacock» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/peacock

      لغات نزدیک peacock

      • - peachblow
      • - peachy
      • - peacock
      • - peacock blue
      • - peacock chair
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.