گذشتهی ساده:
pissedشکل سوم:
pissedسومشخص مفرد:
pissesوجه وصفی حال:
pissingعامیانه ادرار کردن، شاشیدن
The dog pissed all over the expensive new carpet.
سگ روی تمام فرش نو و گرانقیمت ادرار کرد.
The child pissed all over the rug.
بچه روی همهی قالیچه شاشید.
To piss blood
خون شاش کردن
I really need to piss before we get on the highway.
واقعا نیاز دارم قبل اینکه وارد بزرگراه بشیم ادرار کنم.
Piss off!
گم شو!
عامیانه ادرار (عامیانه و گاهی بیادبانه) شاش
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The bathroom smells like old piss and cheap bleach.
محیط دستشویی بوی ادرار کهنه و وایتکس ارزان قیمت میدهد.
He was so drunk that he covered himself in his own piss.
آنقدر مست بود که خودش را با ادرارش کثیف کرد.
(عامیانه - زننده) وقت تلف کردن، ولگردی کردن
(عامیانه - زننده) 1- دلخور کردن، عصبانی کردن 2- رفتن، گور خود را گم کردن
(انگلیس - عامیانه - زننده) مشروبخوری به حد افراط
(انگلیس - عامیانه - زننده) از خنده بیاختیار شدن
(انگلیس - عامیانه - زننده) مسخرهبازی، (کسی را) دست انداختن
(انگلیس - عامیانه - زننده) مسخره کردن، (کسی را) دست انداختن
گذشتهی ساده piss در زبان انگلیسی pissed است.
شکل سوم piss در زبان انگلیسی pissed است.
وجه وصفی حال piss در زبان انگلیسی pissing است.
سومشخص مفرد piss در زبان انگلیسی pisses است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «piss» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/piss