آیکن بنر

ابزارها و امکانات بیشتر در نسخه‌ی جدید اپ اندروید و آیفون

ابزارها و امکانات بیشتر در نسخه‌ی جدید اپ

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۵ کلمه انگلیسی که در طول زمان تغییر معنی دادند ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ اسفند ۱۴۰۲

      Pee

      piː piː

      گذشته‌ی ساده:

      peed

      شکل سوم:

      peed

      سوم‌شخص مفرد:

      pees

      وجه وصفی حال:

      peeing

      معنی pee | جمله با pee

      verb - intransitive informal

      جیش کردن، شاشیدن

      خلاصه کردن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن بلند رو در چند خط خلاصه کن
      امتحان کن

      The child peed in his pants.

      کودک در شلوارش جیش کرد.

      I always make sure to pee before going to bed to avoid waking up in the middle of the night.

      من همیشه قبل از رفتن به رختخواب می‌شاشم تا در نیمه‌شب از خواب بیدار نشم.

      noun uncountable informal

      جیش، شاش (عمل جیش کردن و شاشیدن)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بازنویسی‬ با هوش مصنوعی

      Holding in her pee for so long caused her extreme discomfort.

      نگه داشتن جیش برای‌ مدت طولانی باعث ناراحتی شدید او شد.

      I went for pee.

      رفتم بشاشم.

      noun informal

      انگلیسی بریتانیایی پنی (واحد پولی برابر با یک‌صدم پوند)

      I found a pee on the ground and picked it up.

      یه پنی روی زمین پیدا کردم و اون رو برداشتم.

      She gave me five pees for my birthday.

      برای تولدم پنج پنی به من داد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Can you lend me a pee?

      می‌شه یه پنی به من قرض بدی؟

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد pee

      1. noun informal terms for urination
        Synonyms:
        urine piss water peeing pissing weewee piddle
      1. verb eliminate urine
        Synonyms:
        urinate wee pee-pee piss pass-water make-water micturate piddle make relieve-oneself wee-wee take-a-leak spend-a-penny puddle

      سوال‌های رایج pee

      گذشته‌ی ساده pee چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده pee در زبان انگلیسی peed است.

      شکل سوم pee چی میشه؟

      شکل سوم pee در زبان انگلیسی peed است.

      وجه وصفی حال pee چی میشه؟

      وجه وصفی حال pee در زبان انگلیسی peeing است.

      سوم‌شخص مفرد pee چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد pee در زبان انگلیسی pees است.

      ارجاع به لغت pee

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «pee» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/pee

      لغات نزدیک pee

      • - peduncle
      • - pedunculate
      • - pee
      • - peek
      • - peekaboo
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۵ کلمه انگلیسی که در طول زمان تغییر معنی دادند

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      loco auto sunscreen grundnorm cyst fishhook exchangee panto ped post pro UN Fri. Prot start-up شکست غصب شیرجه شیرجه رفتن مسیر پرتابی طوفان فکری مصفا کردن معارفه‌ای معالجه‌ناپذیر کاوش ملخ رشوه مایع همبستگی جلق
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.