آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۱ شهریور ۱۴۰۴

      Puddle

      ˈpʌdl ˈpʌdl

      معنی puddle | جمله با puddle

      noun countable

      گودال، چاله‌‌ی فاضلاب، چالاب، دست‌انداز

      The car passed over a puddle and splashed us with muddy water.

      اتومبیل از روی چالاب رد شد و ما را غرق آب گل‌آلود کرد.

      The children jumped in the puddle.

      بچه‌ها در چالاب پریدند.

      verb - transitive

      گل گرفتن، گل‌آلود کردن، گلی کردن، با گل پوشاندن، گل‌بازی کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      The children puddled the water in the little pool.

      بچه‌ها آب حوض کوچک را گل‌آلود کردند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد puddle

      1. noun something resembling a pool of liquid
        Synonyms:
        pool pond mud puddle plash rut quagmire plashet
      1. verb mix up or confuse
        Synonyms:
        muddle addle
      1. verb eliminate urine
        Synonyms:
        pee urinate wee piss pass-water make-water make micturate relieve-oneself piddle pee-pee wee-wee take-a-leak spend-a-penny

      سوال‌های رایج puddle

      معنی puddle به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «puddle» در زبان فارسی به «گودال آب»، «چاله‌ی آب» یا «برکه کوچک» ترجمه می‌شود.

      واژه‌ی «puddle» به تجمع کوچک آب در سطح زمین اشاره دارد که معمولاً ناشی از باران، ذوب برف یا نشتی آب است. این برکه‌های کوچک معمولاً کم‌عمق و سطحی هستند و به راحتی می‌توان از آن‌ها عبور کرد یا اطرافشان را مشاهده نمود. به عنوان مثال، جمله‌ی «The children jumped in the puddles after the rain» یعنی کودکان پس از باران در گودال‌های آب بازی کردند. این کاربرد نشان‌دهنده‌ی تجربه‌ی ملموس و ساده‌ای از تعامل با محیط طبیعی و شرایط آب و هوایی است.

      در زندگی روزمره، «puddle» علاوه بر معنای واقعی خود، گاهی به عنوان نمادی از محدودیت یا مانع کوچک استفاده می‌شود. این چاله‌های کوچک آب می‌توانند عبور از مسیر را موقتاً دشوار کنند یا باعث خیس شدن کفش و لباس شوند. افراد در مواجهه با «puddles» معمولاً نیاز به دقت و احتیاط دارند، به ویژه هنگام رانندگی، پیاده‌روی یا بازی کودکان. این کاربرد نشان‌دهنده‌ی تأثیر محیط طبیعی بر رفتار و تصمیمات روزمره است.

      در متون ادبی و هنری، «puddle» گاهی برای ایجاد تصاویر بصری یا حس و حال خاص استفاده می‌شود. نویسندگان از گودال‌های کوچک آب برای نمایش باران، خیس شدن مسیرها، بازتاب نور یا ایجاد حس مرطوب و سرد محیط بهره می‌برند. این کاربرد ادبی به خلق فضا، جذابیت بصری و انتقال تجربه‌ی حسی کمک می‌کند و به داستان یا متن عمق بیشتری می‌بخشد.

      در مطالعات محیطی و شهری، «puddles» می‌توانند نشانگر مسائل مربوط به زهکشی، کیفیت زمین و مدیریت آب‌های سطحی باشند. تجمع آب در مسیرها و خیابان‌ها می‌تواند مشکلاتی برای عبور و مرور، سلامتی و ایمنی ایجاد کند. به همین دلیل، شناخت و مدیریت «puddles» اهمیت بالایی در برنامه‌ریزی شهری و طراحی محیط‌های عمومی دارد.

      «puddle» مفهومی است از گودال یا برکه کوچک آب، چه به عنوان پدیده طبیعی و چه به عنوان عنصر توصیفی در ادبیات و محیط شهری. این واژه در مکالمات روزمره، متون ادبی، محیط‌های آموزشی و مطالعات شهری کاربرد دارد و کمک می‌کند تجربه‌ی ملموس و جزئیات محیط پیرامون به‌طور دقیق منتقل شود.

      ارجاع به لغت puddle

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «puddle» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/puddle

      لغات نزدیک puddle

      • - pud
      • - pudding
      • - puddle
      • - puddling
      • - puddly
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.