آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Punt

      pʌnt pʌnt pʌnt

      گذشته‌ی ساده:

      punted

      شکل سوم:

      punted

      سوم‌شخص مفرد:

      punts

      وجه وصفی حال:

      punting

      شکل جمع:

      punts

      معنی punt | جمله با punt

      noun countable

      قایق ته‌صاف (نوعی قایق چوبی باریک که بخش زیرین آن پهن است و با میله یا چوبی دراز حرکت می‌کند)

      We rented a punt for the afternoon and enjoyed exploring the scenic canals.

      برای بعدازظهر قایق ته‌صاف را کرایه کردیم و از گشت‌وگذار در کانال‌های دیدنی لذت بردیم.

      The punt glided through the calm waters of the river.

      قایق ته‌صاف از میان آب‌های آرام رودخانه می‌گذشت.

      noun countable

      ورزش شوت هوایی بلند (فوتبال آمریکایی و راگبی) (که در آن ابتدا توپ از دست رها می‌شود و پیش از برخورد به زمین با پا زده می‌شود)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ورزش

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      هوش مصنوعی فست دیکشنری

      The punter's kick was blocked.

      شوت بازیکن دفع شد.

      The rugby player executed a perfect punt.

      این بازیکن راگبی شوتی عالی زد.

      noun countable

      پوند ایرلند

      The exchange rate between the punt and the euro was 1.27.

      نرخ برابری پوند ایرلند و یورو ۱/۲۷ بود.

      The punt was officially replaced by the euro in 2002.

      یورو در سال ۲۰۰۲ به‌طور رسمی جایگزین پوند ایرلند شد.

      verb - transitive

      ورزش شوت هوایی زدن، ضربه زدن (فوتبال آمریکایی و راگبی) (که در آن ابتدا توپ از دست رها می‌شود و پیش از برخورد به زمین با پا زده می‌شود)

      The rugby player expertly punted the ball.

      بازیکن راگبی به طرز ماهرانه‌ای به توپ ضربه زد.

      The team's strategy was to punt.

      استراتژی تیم زدن شوت هوایی بود.

      verb - transitive informal

      انگلیسی آمریکایی به تعویق انداختن

      After much consideration, I decided to punt the idea of going on a vacation this year.

      پس از بررسی‌های زیاد، تصمیم گرفتم که امسال رفتن به تعطیلات را به تعویق بیندازم.

      The project was not progressing as planned, so the team decided to punt the launch date.

      پروژه طبق برنامه‌ریزی پیش نمی‌رفت، بنابراین تیم تصمیم گرفت تاریخ راه‌اندازی را به تعویق بیندازد.

      verb - intransitive verb - transitive

      قایق ته‌صاف راندن، با قایق ته‌صاف به گشت‌وگذار پرداختن

      The group of friends decided to punt down the river for a relaxing afternoon.

      گروه دوستان تصمیم گرفتند برای یک بعدازظهر آرام، با قایق ته‌صاف در رودخانه به گشت‌وگذار بپردازند.

      The couple enjoyed punting together.

      این زوج از قایق ته‌صاف راندن با هم لذت بردند.

      verb - intransitive informal

      انگلیسی بریتانیایی قمار کردن

      He's always willing to punt on a new business venture, even if it means taking a big risk.

      همیشه مایل است در کسب‌وکار جدید قمار کند، حتی اگر به معنای ریسک بزرگ باشد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد punt

      1. noun (football) a kick in which the football is dropped from the hands and kicked before it touches the ground
        Synonyms:
        kick boot pound propel punting indentation Irish punt Irish pound
      1. verb place a bet on
        Synonyms:
        bet on back stake gage game pole

      سوال‌های رایج punt

      گذشته‌ی ساده punt چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده punt در زبان انگلیسی punted است.

      شکل سوم punt چی میشه؟

      شکل سوم punt در زبان انگلیسی punted است.

      شکل جمع punt چی میشه؟

      شکل جمع punt در زبان انگلیسی punts است.

      وجه وصفی حال punt چی میشه؟

      وجه وصفی حال punt در زبان انگلیسی punting است.

      سوم‌شخص مفرد punt چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد punt در زبان انگلیسی punts است.

      ارجاع به لغت punt

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «punt» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/punt

      لغات نزدیک punt

      • - punnet
      • - punster
      • - punt
      • - punta arenas
      • - punter
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.