در انگلیسی آمریکایی میتوان بهجای rigmarole از rigamarole استفاده کرد.
چرند، جفنگ، حرف بیربط، حرف بیمعنی، حرف مفت
Despite the professor's lengthy introduction, the core argument was lost amidst a rigmarole of irrelevant anecdotes.
علیرغم مقدمهی طولانی استاد، استدلال اصلی در میان چرندیات حکایات بیربط گم شد.
The speaker's presentation, while engaging, contained a significant amount of rigmarole that detracted from the scientific merit of the research.
سخنرانی گوینده، هرچند جذاب بود، اما حاوی مقدار قابل توجهی جفنگ بود که از ارزش علمی تحقیق میکاست.
Students often struggle to discern the main points of a lecture when the professor includes too much rigmarole about personal experiences.
دانشجویان اغلب در تشخیص نکات اصلی یک سخنرانی مشکل دارند، زمانی که استاد حرفهای بیربط زیادی در مورد تجربیات شخصی خود اضافه میکند.
کار بیهوده، فرآیند پیچیده و خستهکننده
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The convoluted rigmarole of international customs procedures can impede the efficient global distribution of essential goods.
روند پیچیده و خستهکنندهی تشریفات گمرکی بینالمللی میتواند مانع توزیع کارآمد جهانی کالاهای ضروری شود.
Despite the innovative research, the project faced delays due to the protracted rigmarole of ethical review board approvals.
باوجود تحقیقات نوآورانه، پروژه بهدلیل فرآیند پیچیده و خستهکنندهی تأییدیههای هیئت بازبینی اخلاقی با تأخیر مواجه شد.
Students often find the extensive bureaucratic rigmarole involved in applying for university grants to be a significant deterrent.
دانشجویان اغلب متوجه میشوند که فرآیند اداری پیچیده و خستهکنندهای که در درخواست کمکهزینهی دانشگاهی وجود دارد، یک عامل بازدارندهی مهم است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «rigmarole» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/rigmarole