Role Model

roʊlˈmɑːdəl rəʊlˈmɒdəl
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

B2
(آدم) سرمشق (دیگران)، نمونه، اسوه، الگو، الهام‌بخش

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد role model

  1. noun someone worth imitating
    Synonyms:
    example idol hero star good example exemplar paragon mentor epitome shining example heroine superstar very model

ارجاع به لغت role model

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «role model» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/role model

لغات نزدیک role model

پیشنهاد بهبود معانی