آیکن بنر

ابزارها و امکانات بیشتر در نسخه‌ی جدید اپ اندروید و آیفون

ابزارها و امکانات بیشتر در نسخه‌ی جدید اپ

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۵ کلمه انگلیسی که در طول زمان تغییر معنی دادند ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳ مرداد ۱۴۰۳

      Shutter

      ˈʃʌt̬ər ˈʃʌtə

      گذشته‌ی ساده:

      shuttered

      شکل سوم:

      shuttered

      سوم‌شخص مفرد:

      shutters

      وجه وصفی حال:

      shuttering

      شکل جمع:

      shutters

      معنی shutter | جمله با shutter

      noun countable

      شاتر، نوربند (‌پرده‌ای که مقابل حسگر دوربین عکاسی قرار دارد و تا زمانی که دوربین شروع به کار نکند بسته می‌ماند)

      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      The photographer adjusted the shutter speed.

      عکاس سرعت شاتر را تنظیم کرد.

      The old camera's shutter wouldn't open.

      نوربند دوربین قدیمی باز نمی‌شد.

      noun countable

      کرکره (پنجره)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      مترجم چندزبانه

      The shutters were closed to keep out the harsh sunlight.

      کرکره‌ها بسته شده بودند تا از ورود نور شدید خورشید جلوگیری شود.

      She peeked through the shutters to see who was at the door.

      از کرکره نگاه کرد تا ببیند چه کسی دم در است.

      noun countable

      کرکره (پوششی که در را می‌پوشاند)

      The shop owner pulled down the shutter.

      صاحب‌مغازه کرکره را پایین کشید.

      The old shutter was rusty and difficult to open and close.

      کرکره‌ی قدیمی زنگ زده بود و به‌سختی باز و بسته می‌شد.

      verb - transitive

      کرکره‌‌ی ... را بستن (پنجره و در)

      She shuttered the windows before the storm hit.

      او پیش از وقوع طوفان کرکره‌ی پنجره‌ها را بسته بود.

      Please remember to shutter the windows before you leave the house.

      لطفاً به یاد داشته باشید که پیش از خروج از خانه کرکره‌ی پنجره‌ها را ببندید.

      verb - transitive

      کرکره را پایین کشیدن، تعطیل کردن (فعالیت یا کسب‌وکار)

      The pandemic forced many businesses to shutter.

      این بیماری همه‌گیر بسیاری از مشاغل را مجبور به تعطیلی کرد.

      The restaurant chose to shutter early due to lack of customers.

      رستوران به دلیل کمبود مشتری ترجیح داد زود کرکره را پایین بکشد.

      noun countable

      بندآور (شخص یا وسیله)

      The shutter refused to let anyone in without the secret password.

      بندآور به کسی اجازه‌ی ورود بدون رمز عبور مخفی را نمی‌داد.

      His stubbornness was a shutter against compromise.

      سرسختی‌اش بندآوری در برابر سازش بود.

      verb - transitive

      کرکره‌دار کردن

      She wanted to shutter the windows in her bedroom.

      او می‌خواست پنجره‌های اتاق‌خوابش را کرکره‌دار کند.

      The photographer decided to shutter the windows of the studio.

      عکاس تصمیم گرفت پنجره‌های آتلیه را کرکره‌دار کند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد shutter

      1. noun a concealment
        Synonyms:
        cover shade blind storm shutter

      سوال‌های رایج shutter

      گذشته‌ی ساده shutter چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده shutter در زبان انگلیسی shuttered است.

      شکل سوم shutter چی میشه؟

      شکل سوم shutter در زبان انگلیسی shuttered است.

      شکل جمع shutter چی میشه؟

      شکل جمع shutter در زبان انگلیسی shutters است.

      وجه وصفی حال shutter چی میشه؟

      وجه وصفی حال shutter در زبان انگلیسی shuttering است.

      سوم‌شخص مفرد shutter چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد shutter در زبان انگلیسی shutters است.

      ارجاع به لغت shutter

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «shutter» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/shutter

      لغات نزدیک shutter

      • - shutdown
      • - shutout
      • - shutter
      • - shutterbug
      • - shuttle
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۵ کلمه انگلیسی که در طول زمان تغییر معنی دادند

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      loco auto sunscreen grundnorm cyst fishhook exchangee panto ped post pro UN Fri. Prot start-up شکست غصب شیرجه شیرجه رفتن مسیر پرتابی طوفان فکری مصفا کردن معارفه‌ای معالجه‌ناپذیر کاوش ملخ رشوه مایع همبستگی جلق
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.