آیکن بنر

‫تصحیح و ‫تحلیل کامل‬ رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

‫تصحیح و ‫تحلیل رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۵ مرداد ۱۴۰۵

      Soreness

      ˈsɔːr.nəs ˈsɔːnəs

      شکل جمع:

      sorenesses

      معنی soreness | جمله با soreness

      noun uncountable B1

      پزشکی درد، کوفتگی، گرفتگی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

      مشاهده
      CEFR
      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج ۳۰ سوال · رایگان · نتیجه فوری
      شروع تست

      Research indicates that adequate hydration and post-exercise stretching can significantly reduce the delayed onset muscle soreness (DOMS) experienced by individuals.

      تحقیقات نشان می‌دهد که هیدراتاسیون کافی و کشش پس‌از ورزش می‌تواند به‌طور قابل توجهی کوفتگی عضلانی تاخیری را که افراد تجربه می‌کنند، کاهش دهد.

      The lecturer explained that the localized soreness felt after unaccustomed physical activity is primarily due to lactic acid buildup and microscopic tears.

      استاد توضیح داد که درد موضعی حس‌شده پس‌از فعالیت بدنی نامعمول، عمدتاً به‌دلیل تجمع اسید لاکتیک و پارگی‌های میکروسکوپی است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Following an intense strength training session, athletes often experience muscle soreness, a common physiological response to micro-trauma in muscle fibres.

      ورزش‌کاران اغلب پس‌از یک جلسه تمرین قدرتی شدید، کوفتگی عضلانی را تجربه می‌کنند که یک پاسخ فیزیولوژیکی رایج به میکروتروما در فیبرهای عضلانی است.

      noun uncountable C1

      دل‌خوری، رنجش، آزردگی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      The diplomat's carefully worded statement aimed to address the underlying soreness between the two nations without escalating tensions further.

      بیانیه‌ی با دقت تدوین‌شده‌ی دیپلمات قصد داشت به دل‌خوری پنهان بین دو ملت بپردازد، بدون اینکه تنش‌ها را بیشتر کند.

      The manager acknowledged the soreness many employees felt regarding the recent changes to the workload, promising to review the new structure.

      مدیر به دل‌خوری بسیاری از کارمندان در مورد تغییرات اخیر در حجم کاری اعتراف کرد و قول داد ساختار جدید را بررسی کند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد soreness

      1. noun a sensation of physical discomfort occurring as the result of disease or injury
        Synonyms:
        pain ache pang prick prickle smart tenderness stab sting stitch throe twinge misery rawness
      1. noun an instance of being irritated, as in a part of the body
        Synonyms:
        discomfort irritation inflammation

      ارجاع به لغت soreness

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «soreness» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/soreness

      لغات نزدیک soreness

      • - sorehead
      • - sorely
      • - soreness
      • - sorgho
      • - sorghum
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت job و work چیست؟

      تفاوت job و work چیست؟

      لغات و اصطلاحات بوکس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بوکس به انگلیسی

      اصطلاحات شطرنج به انگلیسی

      اصطلاحات شطرنج به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      dormancy durrell econometrics edacious el dorado emerging establish a cause keyword abbreviation expandability freed flattering greed thorough hamilton شبیه‌ساز شفیع شله‌زرد شماها شن شهریه شور و اشتیاق شیشلیک صورتجلسه فرض گله‌ی گاو گواب گوشت بلدرچین گوشت بوقلمون وحشی گوشت خرگوش
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.