آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۹ شهریور ۱۴۰۴

      Transmitter

      trænsˈmɪtər trænzˈmɪtə

      معنی transmitter

      noun

      انتقال‌دهنده، منتقل‌کننده، فرستنده، فرا‌فرست

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست
      noun

      مخابره کننده، فرستنده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد transmitter

      1. noun set used to broadcast radio or tv signals
        Synonyms:
        sender
      1. noun any agent (person or animal or microorganism) that carries and transmits a disease
        Synonyms:
        vector conductor carrier wire aerial

      لغات هم‌خانواده transmitter

      noun
      transmission, transmitter
      verb - transitive
      transmit

      سوال‌های رایج transmitter

      معنی transmitter به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی transmitter در زبان فارسی به فرستنده ترجمه می‌شود.

      فرستنده وسیله‌ای است که سیگنال‌ها، داده‌ها یا امواج را از یک نقطه به نقطه‌ای دیگر ارسال می‌کند. این سیگنال‌ها می‌توانند شامل صوت، تصویر، داده‌های دیجیتال یا موج‌های رادیویی باشند. فرستنده‌ها در فناوری‌های ارتباطی، رادیو، تلویزیون، شبکه‌های بی‌سیم و حتی تجهیزات نظامی کاربرد دارند و نقش اساسی در انتقال اطلاعات و ارتباط میان نقاط مختلف ایفا می‌کنند.

      در زندگی روزمره، فرستنده‌ها به شکلی غیرمستقیم در بسیاری از فعالیت‌ها حضور دارند. تلفن‌های همراه، مودم‌های اینترنت، تلویزیون‌ها و رادیوها همگی از فرستنده‌ها برای ارسال سیگنال به دستگاه‌های گیرنده استفاده می‌کنند. بدون وجود فرستنده‌ها، ارتباطات مدرن، ارسال اطلاعات و دسترسی به رسانه‌های صوتی و تصویری به شکل امروزی ممکن نمی‌بود.

      از منظر علمی و فنی، فرستنده‌ها بر اساس نوع سیگنال و کاربردشان طراحی و ساخته می‌شوند. فرستنده‌های رادیویی موج‌های صوتی را به سیگنال‌های الکترومغناطیسی تبدیل می‌کنند، فرستنده‌های تلویزیونی تصویر و صدا را همزمان انتقال می‌دهند و فرستنده‌های داده‌ای در شبکه‌های کامپیوتری اطلاعات دیجیتال را منتقل می‌کنند. کیفیت و برد فرستنده نقش مهمی در کارایی و اثربخشی انتقال اطلاعات دارد.

      در جنبه‌ی آموزشی و پژوهشی، فرستنده‌ها ابزار مهمی در آزمایش‌ها و تحقیقات علمی هستند. محققان می‌توانند با استفاده از فرستنده‌ها، داده‌ها را از محیط‌های دور یا سخت‌دسترس جمع‌آوری و به مراکز پژوهشی منتقل کنند. این کاربرد، اهمیت فرستنده‌ها را نه تنها در فناوری ارتباطی، بلکه در جمع‌آوری داده‌ها و تحلیل علمی نیز برجسته می‌کند.

      فرستنده مفهومی است که پلی میان تولید و دریافت اطلاعات ایجاد می‌کند. این وسیله امکان انتقال داده‌ها، ارتباط میان نقاط مختلف و دسترسی به رسانه‌ها را فراهم می‌سازد و پایه‌ای برای فناوری‌های مدرن ارتباطی است. فرستنده نه تنها وسیله‌ای فنی، بلکه نمادی از ارتباط و تبادل اطلاعات در دنیای امروز است.

      ارجاع به لغت transmitter

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «transmitter» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/transmitter

      لغات نزدیک transmitter

      • - transmittance
      • - transmittancy
      • - transmitter
      • - transmogrification
      • - transmogrify
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      unobtainable unexplored wilderness unexpected outcome undernourished undeniable tulsa tsunami loyalty himself hit home hit the jackpot hold onto homie honesty is the best policy honeybunch چوب مسگر متلک تمرهندی خودفروشی کردن در کونی کوزه یکتا یک ششم یخچال‌فریزر گوزن شمالی گنده گل‌فروش گرما گرانول
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.