آیکن بنر

٪۵۰ تخفیف اشتراک هوش مصنوعی تا ۵ مهر

٪۵۰ تخفیف اشتراک هوش مصنوعی تا ۵ مهر

خرید با تخفیف
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۷ مهر ۱۴۰۲

      Wafer

      ˈweɪfər ˈweɪfə

      معنی wafer | جمله با wafer

      noun countable

      ویفر

      توسعه با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن کوتاهت رو کامل‌تر کن
      امتحان کن

      The wafer crumbled in my hand.

      ویفر در دستم خرد شد.

      The bakery sold homemade wafers that were so thin and crispy.

      شیرینی‌فروشی ویفرهای خانگی را می‌فروخت که بسیار نازک و ترد بودند.

      noun countable

      دین ویفر، نان مقدس (که در آیین عشای ربانی از آن استفاده می‌شود)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بهبود گرامر با هوش مصنوعی‬

      The children eagerly lined up to receive their first Holy Communion wafers.

      بچه‌ها مشتاقانه صف کشیدند تا اولین ویفرهای عشای ربانی خود را دریافت کنند.

      The priest handed out the wafers to the congregation during the Holy Communion service.

      کشیش نان‌های مقدس را در مراسم عشای ربانی به حاضران در کلیسا داد.

      noun countable

      (الکترونیک) ویفر (که در ساخت تراشه‌های الکترونیکی کاربرد دارد)

      The engineer carefully placed the wafer onto the circuit board.

      مهندس با دقت ویفر را روی برد مدار قرار داد.

      The technician used a microscope to inspect the wafer for any imperfections.

      تکنسین از میکروسکوپ برای بررسی هر گونه نقص ویفر استفاده کرد.

      noun countable

      تکه‌ی نازک، شرحه‌ی نازک (از چیزی)

      The chef arranged the wafers of smoked salmon on a platter

      سرآشپز تکه‌های نازک ماهی سالمون دودی را روی بشقاب چید.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد wafer

      1. noun
        Synonyms:
        cookie cake candy cracker biscuit slice disk hardtack host eucharist

      ارجاع به لغت wafer

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «wafer» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/wafer

      لغات نزدیک wafer

      • - waesucks
      • - waf
      • - wafer
      • - waff
      • - waffle
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت child و kid چیست؟

      تفاوت rob و steal چیست؟

      تفاوت community و society چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      fig grapefruit greenheart guaiac gum tree haematoxylon honeylocust huckleberry inkwood jaborandi judas tree kumquat laburnum lantern tree lemon لابه‌گر لخت کردن لیگ لیگ برتر متضاد کردن متعلق مداد ابرو مرزی هشت همپوده‌ی برگ هم‌سنخ هم‌رنگی هوازی هیوا داریوش
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.