آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۰ فروردین ۱۴۰۳

      Walker

      ˈwɒːkər ˈwɔːkə

      شکل جمع:

      walkers

      معنی walker | جمله با walker

      noun countable C1

      پیاده‌رونده، اهل پیاده‌روی (شخص)

      The elderly walker strolled through the park.

      پیاده‌رونده‌ی مسن در پارک قدم زد.

      Joining a group of walkers, she found motivation to stay active.

      او با پیوستن به گروهی از افراد اهل پیاده‌روی، برای فعال ماندن انگیزه پیدا کرد.

      noun countable

      روروک (برای کودکان)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      The colorful walker entertained the baby for hours.

      روروک رنگارنگ کودک را ساعت‌ها سرگرم کرد.

      The walker provided a safe and enjoyable way for the baby to explore his surroundings.

      روروک راهی امن و لذت‌بخش برای کودک فراهم کرد تا محیط اطرافش را کشف کند.

      noun countable

      انگلیسی آمریکایی راه‌بر، واکر (ابزاری برای افراد کم‌توان یا مسن که به منظور حفظ تعادل خود در زمان راه رفتن به کمک نیاز دارند)

      The elderly man leaned on his walker.

      پیرمرد به راه‌بر خود تکیه داد.

      Grandma's walker made it easier for her to move around the house.

      واکر مادربزرگ حرکت در خانه را برای او آسان‌تر کرد.

      noun countable

      هم‌پا، اسکورت (مردی که در رویدادهای عمومی زنان سرشناس را همراهی می‌کند)

      She hired a walker to accompany her.

      اسکورتی را استخدام کرد تا او را همراهی کند.

      The walker accompanied her.

      هم‌پا او را همراهی کرد.

      noun

      کفش پیاده‌روی

      She tied the laces of her walker tightly.

      بندهای کفش پیاده‌روی‌اش را محکم بست.

      The new walkers provided unparalleled comfort on city streets.

      این کفش پیاده‌روی جدید راحتی بی‌نظیری را در خیابان‌های شهر به ارمغان آورد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد walker

      1. noun an enclosing framework on casters or wheels; helps babies learn to walk
        Synonyms:
        baby-walker go-cart stroller perambulator pedestrian passerby footer ambulator hiker wanderer roamer rambler rover wayfarer trekker pilgrim foot-passenger straggler hitchhiker
      1. noun A light enclosing framework (trade name Zimmer) with rubber castors or wheels and handles; helps invalids or the handicapped or the aged to walk
        Synonyms:
        zimmer-frame zimmer
      1. noun New Zealand runner who in 1975 became the first person to run a mile in less that 3 minutes and 50 seconds (born in 1952)
        Synonyms:
        John Walker
      1. noun United States writer (born in 1944)
        Synonyms:
        Alice Walker Alice Malsenior Walker

      سوال‌های رایج walker

      شکل جمع walker چی میشه؟

      شکل جمع walker در زبان انگلیسی walkers است.

      ارجاع به لغت walker

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «walker» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/walker

      لغات نزدیک walker

      • - walkabout
      • - walkaway
      • - walker
      • - walkie-talkie
      • - walking
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.