آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: جمعه ۲۰ تیر ۱۴۰۴

      خانه به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / khaane /

      house, home, door, lodging, housing, place, rooms, alveola, tenement, domicile, residence, habitation, dwelling, menage, abode, hearth, nest, roof, habitation, alveole, alveolus

      house

      home

      door

      lodging

      housing

      place

      rooms

      alveola

      tenement

      domicile

      residence

      habitation

      dwelling

      menage

      abode

      hearth

      nest

      roof

      habitation

      alveole

      alveolus

      خانه, house, home, door, lodging, housing, place, rooms, alveola, tenement, domicile, residence, habitation, dwelling, menage, abode, hearth, nest, roof, habitation, alveole, alveolus
      منزل، مسکن، بیت
      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      در تعطیلی آخرهفته پیژامه می‌پوشد و در خانه لم می‌دهد.

      On weekends, he lolls about in pajamas at home.

      خانه در جای بلندی قرار داشت.

      The house stood on an elevated site.

      اسم
      فونتیک فارسی / khaane /

      pigeonhole, box, cell, square

      pigeonhole

      box

      cell

      square

      جای قرارگیری چندضلعی‌ها

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ابزارهای هوش مصنوعی

      خانه‌های صفحه‌ی شطرنج

      squares of chessboard

      خانه‌ی پازل

      Puzzle square

      سازه‌ی پیوندی
      فونتیک فارسی / khaane /

      house, place, -ry

      house

      place

      -ry

      محل، جا

      رخت‌شوی‌خانه

      laundry

      فاحشه‌خانه در خیابان ۳۷ام

      The whorehouse on 37th St

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد خانه

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      سرا منزل مسکن دار بیت
      مترادف:
      آپارتمان کاشانه
      مترادف:
      اتاق وثاق حجره
      مترادف:
      چاردیواری سرپناه
      مترادف:
      اقامتگاه ساختمان‌مسکونی ماوا
      مترادف:
      کلبه سراچه
      مترادف:
      آلونک کوخ
      مترادف:
      دولت سرا قصر کاخ
      مترادف:
      لانه آشیانه
      مترادف:
      غار سوراخ کنام
      مترادف:
      بوم
      مترادف:
      میهن

      سوال‌های رایج خانه

      خانه به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «خانه» در زبان انگلیسی به «house» یا «home» ترجمه می‌شود.

      خانه جایی است که انسان در آن سکونت دارد، مکانی برای آسایش، امنیت و آرامش روانی. فراتر از یک ساختار فیزیکی، خانه نمادی از پناهگاه، تعلق و مرکز زندگی فرد و خانواده است. خانه می‌تواند ساختمان ساده‌ای باشد یا بنایی پیچیده و بزرگ، اما مهم‌ترین ویژگی آن فراهم کردن محیطی است که افراد در آن احساس راحتی و امنیت کنند.

      از لحاظ فرهنگی، خانه یکی از پایه‌های اصلی هویت و ارتباطات خانوادگی به شمار می‌رود. در بسیاری از فرهنگ‌ها، خانه محل گردهمایی اعضای خانواده، جشن‌ها و مناسبت‌های مهم است و نقش مهمی در شکل‌گیری روابط عاطفی و اجتماعی ایفا می‌کند. خانه نمادی از محبت، حمایت و خاطرات مشترک است که پیوندهای خانوادگی را تقویت می‌کند.

      از منظر روانشناسی، داشتن خانه‌ای امن و دلپذیر تأثیر عمیقی بر سلامت روان و کیفیت زندگی افراد دارد. خانه محلی است برای بازسازی انرژی، تجربه آرامش و استراحت پس از روزهای پرتنش. نبود خانه یا بی‌خانمانی می‌تواند منجر به احساس ناامنی، اضطراب و استرس شود که بر سلامت کلی فرد تأثیر منفی می‌گذارد.

      خانه همچنین بازتابی از سلیقه، فرهنگ و سبک زندگی ساکنان آن است. نحوه‌ی چیدمان، دکوراسیون و سازمان‌دهی فضاها نشان‌دهنده شخصیت و ارزش‌های افراد است. خانه می‌تواند محلی برای بروز خلاقیت و بیان فردیت باشد که حس تعلق و رضایت از زندگی را افزایش می‌دهد.

      خانه فراتر از یک مکان فیزیکی است؛ آن جایی است که زندگی جریان دارد، خاطرات ساخته می‌شود و احساس تعلق شکل می‌گیرد. درک اهمیت خانه و مراقبت از فضای زندگی می‌تواند به بهبود کیفیت زندگی و ارتقاء سلامت جسمی و روانی افراد کمک کند و حس آرامش و خوشبختی را در دل ساکنانش ایجاد نماید.

      ارجاع به لغت خانه

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «خانه» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/خانه

      لغات نزدیک خانه

      • - خانواده ی زبان های بانتو
      • - خانوار
      • - خانه
      • - خانه اجاره ای
      • - خانه ارباب
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      notepaper poly pili phyllo phono phon nasicorn maple sugar laxly linking verb headspring hautbois guildhall gunfighter groundling قصد قبلی هم‌جنس‌گرایی هرمس هوانوردی اوراقچی افت مسقط لاشه لجستیکی امرا سفالگر شوهرخاله رنگین‌کمان لوتری لک‌دار
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.