آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: دوشنبه ۲ تیر ۱۴۰۴

      راسته به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / raaste /

      کالبدشناسی porterhouse, chine, chop, sirloin

      porterhouse

      chine

      chop

      sirloin

      گوشت پهلوی چهارپایان
      خلاصه کردن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن بلند رو در چند خط خلاصه کن
      امتحان کن

      گوشت راسته را به دیگر شقه‌های گوشت گاو ترجیح می‌دهم.

      I prefer sirloin over other cuts of beef.

      ویژگی رستوران، راسته‌ی به‌خوبی کباب‌شده است که با کره سرو می‌شود.

      The restaurant's specialty is a perfectly grilled porterhouse, served with butter.

      اسم
      فونتیک فارسی / raaste /

      row, line, straight row, straight street

      row

      line

      straight row

      straight street

      گذرگاه صاف

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫لحن متن شما را به رسمی، آکادمیک یا عامیانه تغییر می‌دهد

      ماشین‌ها در یک راسته قرار داشتند.

      The cars were parked in a single row.

      قطار از راسته‌ای پیروی می‌کند که از دل شهر می‌گذرد.

      The train follows a line that runs through the heart of the city.

      اسم
      فونتیک فارسی / raaste /

      زیست‌شناسی order

      order

      گونه

      رده پس‌از شاخه و پیش‌از راسته قرار دارد.

      Class comes after phylum and before order.

      راسته‌ی پستانداران شامل گونه‌های مختلفی مانند شیرها و فیل‌ها است.

      The order of mammals includes various species like lions and elephants.

      قید
      فونتیک فارسی / raaste /

      horizontal

      horizontal

      به‌صورت افقی

      عکس به‌صورت راسته در طول دیوار آویزان بود.

      The picture was hung horizontal along the wall.

      میز به‌صورت راسته نسبت به پنجره قرار گرفت.

      The table was positioned horizontal to the window.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد راسته

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      درخور سزاوار شایسته قابل
      مترادف:
      راستگو صادق صدیق
      مترادف:
      دادگر عادل
      مترادف:
      برزن کوی محله منطقه ناحیه
      مترادف:
      رده
      مترادف:
      بازار تیمچه سوق
      مترادف:
      رده ردیف صف قطار

      سوال‌های رایج راسته

      راسته به انگلیسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «راسته» در زبان انگلیسی به alley, lane, aisle یا row ترجمه می‌شود؛ بسته به زمینه‌ی کاربرد، معادل مناسب انتخاب می‌شود.

      «راسته» در زبان فارسی معمولاً به معنای مسیر یا فضای باریکی است که بین دو ردیف ساختمان، مغازه، یا هر ساختار دیگری قرار دارد. این واژه بیشتر در محیط‌های شهری و بازارها کاربرد دارد و اشاره به گذرگاهی دارد که به‌عنوان مسیر رفت‌وآمد یا محل قرارگیری فروشگاه‌ها و غرفه‌ها استفاده می‌شود. معادل انگلیسی این کلمه بسته به کاربرد می‌تواند متفاوت باشد؛ مثلاً در بازارها یا فروشگاه‌ها از aisle یا lane استفاده می‌شود، در حالی که در محیط‌های شهری یا کوچه‌ها ممکن است از alley یا lane بهره گرفته شود.

      راسته‌ها در بازارهای سنتی و مدرن نقش مهمی دارند؛ آن‌ها به سازماندهی فضا و تفکیک بخش‌های مختلف کالا یا خدمات کمک می‌کنند. به‌عنوان مثال، در بازارهای بزرگ، راسته‌های مختلفی وجود دارد که هرکدام به گروه خاصی از کالاها اختصاص یافته‌اند، مانند راسته‌ی پارچه‌فروشان یا راسته‌ی طلا فروشان. این تقسیم‌بندی، خرید و فروش را برای خریداران و فروشندگان آسان‌تر و کارآمدتر می‌کند.

      در برخی کاربردها، «راسته» به معنی ردیف منظمی از چیزی نیز هست. مثلاً در کشاورزی یا باغبانی، به ردیف‌های منظم کاشت گیاهان یا درختان گفته می‌شود. در این معنا، «راسته» به‌عنوان یک ساختار خطی و منظم دیده می‌شود که رشد و برداشت محصول را تسهیل می‌کند. معادل انگلیسی این کاربرد می‌تواند «row» باشد که معنای مشابهی دارد و در کشاورزی بسیار رایج است.

      در فروشگاه‌ها و سوپرمارکت‌ها، واژه‌ی «راسته» به عنوان مسیری بین قفسه‌ها که مشتریان از آن عبور می‌کنند به‌کار می‌رود. در این مورد، معادل دقیق «aisle» است. این فضاها به مشتریان امکان دسترسی آسان به کالاهای مختلف را می‌دهند و معمولاً برچسب‌گذاری و دسته‌بندی محصولات بر اساس این راهروها صورت می‌گیرد.

      از نظر فرهنگی و اجتماعی، راسته‌ها بخشی از معماری شهری و بازارهای سنتی هستند که به شکل‌گیری فضای جمعی، تعاملات اجتماعی و اقتصاد محلی کمک می‌کنند. آن‌ها علاوه بر جنبه‌ی کاربردی، نقشی در زیبایی‌شناسی محیط نیز دارند و در بسیاری از شهرها، راسته‌های تاریخی به عنوان جاذبه‌های گردشگری و میراث فرهنگی شناخته می‌شوند.

      ارجاع به لغت راسته

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «راسته» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۲ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/راسته

      لغات نزدیک راسته

      • - راستگویی
      • - راستوار
      • - راسته
      • - راسته بر
      • - راسته گوشت
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      notepaper poly pili phyllo phono phon nasicorn maple sugar laxly linking verb headspring hautbois guildhall gunfighter groundling قصد قبلی هم‌جنس‌گرایی هرمس هوانوردی اوراقچی افت مسقط لاشه لجستیکی امرا سفالگر شوهرخاله رنگین‌کمان لوتری لک‌دار
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.