آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: پنج‌شنبه ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵

      مال به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / maal /

      property, wealth, holdings, goods, belonging, asset, mammon, substance, effects, commodity, possession, silver, chattels

      property

      wealth

      holdings

      goods

      belonging

      asset

      mammon

      substance

      effects

      commodity

      possession

      silver

      chattels

      دارایی، ثروت

      سرانجام به مال و شهرت رسید.

      She finally found wealth and fame.

      آن کتاب‌ها مال من هستند.

      those books are my property.

      اسم
      فونتیک فارسی / maal /

      belonging (to), giving (to), (for) the purpose (of)

      belonging

      giving

      the purpose

      متعلق یا مربوط به کسی یا چیزی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در اینستاگرام

      آن کیف مال خواهرم بود و در کافه پیدا شد.

      That bag, belonging to my sister, was found at the cafe.

      این نقاشی که مال اهداکننده‌ای سخاوتمند بود، به شهر اهدا شد و به بخشی از مجموعه‌ی عمومی تبدیل گشت.

      The painting, giving to the city by a generous donor, became part of the public collection.

      اسم
      فونتیک فارسی / ma'aal /

      end, ending, destiny, the long run

      end

      ending

      destiny

      the long run

      فرجام

      مال قرارداد از ماه آینده اجرایی می‌شود.

      The end of the contract will be effective next month.

      برخی باور دارند که مال در ستارگان نوشته شده است.

      Some people believe that destiny is written in the stars.

      اسم
      فونتیک فارسی / maal /

      جانورشناسی steed, palfrey, beast of burden, riding animal

      steed

      palfrey

      beast of burden

      riding animal

      چهارپای بارکش

      ‌هر کشاورز در روستا مالی را ‫برای کشیدن گاوآهن‬ش دارد.

      Every farmer in the village keeps a steed to pull his plow.

      خدمه‌های شاه، مال را تربیت کردند تا بتواند سفرهای طولانی را تحمل کند.

      The king’s men trained the steed until it could endure long marches.

      سازه‌ی پیوندی
      فونتیک فارسی / -maal /

      a combining form (meaning: one who rubs)

      a combining form

      مالنده

      خایه‌مالی

      kissing ass

      نمدمال

      felt maker

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد مال

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      بازگشت
      مترادف:
      مرجع محل‌بازگشت
      مترادف:
      عاقبت فرجام
      مترادف:
      سرانجام پایان نتیجه
      مترادف:
      تمکن تمول ثروت خواسته دارایی مایملک مکنت ملک نعمت نوا هستی
      مترادف:
      جنس کالا متاع
      مترادف:
      پول وجه سرمایه
      مترادف:
      طرفه دندان گیر باب دندان درخورتوجه
      مترادف:
      اهل شهروند
      مترادف:
      احشام حیوان دواب
      مترادف:
      آن متعلق به

      ارجاع به لغت مال

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «مال» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/مال

      لغات نزدیک مال

      • - ماگنتو
      • - ماگنتیت
      • - مال
      • - مال آن
      • - مال آنها
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.