آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: پنج‌شنبه ۳ اردیبهشت ۱۴۰۵

      ملک به انگلیسی

      معنی و نمونه‌جمله

      اسم
      فونتیک فارسی / melk /

      land, estate, real estate, domain

      land

      estate

      real estate

      domain

      زمین و ساختمان

      او در قمصر ملک بزرگی دارد.

      She owns a large estate in Ghamsar.

      ملک متعلق به شهرداری

      council estate

      اسم
      فونتیک فارسی / malak /

      angel

      angel

      فرشته

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      من ملک بودم و فردوس برین جایم بود

      I was an angel and the lofty paradise was my abode

      در کلیسای ساکت، او دعا کرد تا ملک برادر گمشده‌اش را به خانه بفرستد.

      In the quiet church, he prayed for an angel to guide his lost brother home.

      اسم
      فونتیک فارسی / malek /

      prince, king

      prince

      king

      پادشاه

      ملک التجار

      a merchant prince

      ملک به‌روستا رفت تا نگرانی‌های مردم خود را بشنود.

      The king visited the village to listen to the concerns of his people.

      اسم
      فونتیک فارسی / melk /

      حقوق property, belonging

      property

      belonging

      چیزی که مالکی داشته باشد

      ملک مشترک (مشاع)

      joint property

      ملک به نوه‌ی خواهرش رسید.

      The property descended to his sister's grandchild.

      اسم
      فونتیک فارسی / molk /

      ادبی estate, country, territory

      estate

      country

      territory

      سرزمین

      در سکوت شب، صدای زنگ کلیسا در سراسر ملک طنین‌انداز شد.

      In the stillness of the evening, the sound of church bells echoed across the country.

      شاعر الهام خود را در زیبایی بکر ملک شمالی، دور از سروصدای شهر یافت.

      The poet found inspiration in the rugged beauty of the northern territory, far from the city’s noise.

      پیشنهاد بهبود معانی

      مترادف و متضاد ملک

      با کلیک بر روی هر مترادف یا متضاد، معنی آن را مشاهده کنید.

      مترادف:
      پری جبرئیل سروش فرشته
      مترادف:
      ثروت دارایی مال
      مترادف:
      ارض باغ تیول زمین ضیاع
      مترادف:
      خداوند
      متضاد:
      رعیت
      مترادف:
      امپراطور امیر پادشاه خدیو خسرو خلیفه سلطان شاهنشاه شاه شهریار
      مترادف:
      صاحب
      مترادف:
      خطه سرزمین شهر قلمرو کشور ولایت
      مترادف:
      استیلا پادشاهی سلطه فرمانروایی
      مترادف:
      احتشام بزرگی عظمت
      مترادف:
      جهان‌ظاهر عالم سفلی

      ارجاع به لغت ملک

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «ملک» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/ملک

      لغات نزدیک ملک

      • - ملقب
      • - ملقب کردن
      • - ملک
      • - ملک اجاره ای
      • - ملک ارثی
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.